مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی داود


معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن فرقد. از مشایخ شیعه و راوی فقه از ائمه است . (از الفهرست ابن الندیم ).

معنی داود- ترجمه داود برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد داود اینجا را کلیک کنید

هم معنی داود


ترجمه داود

گل داودی: oxeye daisy
داودی: chrysanthemum
داود: David
داود: Davud


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه داود


اختیارى را نبودى چاشنى *** گر نگشتى آخر او محو از منى‏
در جهان گر لقمه و گر شربت است *** لذت او فرع محو لذت است‏
گر چه از لذات بى‏تاثیر شد *** لذتى بود او و لذت‏گیر شد
شرح إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌو العلماء کنفس واحده، خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیاء علیهم السلام که اگر یکى از ایشان را منکر شوى ایمان به هیچ نبى درست نباشد و این علامت اتحاد است که یک خانه از آن هزاران خانه ویران کنى آن همه ویران شود و یک دی ***
گر چه برناید به جهد و زور تو *** لیک مسجد را بر آرد پور تو
کرده‏ى از کرده‏ى تست اى حکیم *** مومنان را اتصالى دان قدیم‏
مومنان معدود لیک ایمان یکى *** جسمشان معدود لیکن جان یکى‏
غیر فهم و جان که در گاو و خر است *** آدمى را عقل و جانى دیگر است‏
باز غیر جان و عقل آدمى *** هست جانى در ولى آن دمى‏
جان حیوانى ندارد اتحاد *** تو مجو این اتحاد از روح باد


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن متی بن ابوالمعین بن ابی فانه مکنی به ابوسلیمان از پزشکان قرن پنجم هَ . ق . است و معاصر است با خلفای علویین مصر و در کیش نصاری بوده و بر طب و احکام وی در نجوم اعتمادی کامل داشته

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن قاسم بن عبیداﷲبن طاهر مکنی به ابوهاشم . شریف مدینه است . و نسب این سلسله به ابوالقاسم طاهربن یحیی السایربن حسن بن جعفر الحجةبن عبیداﷲ الاعرج بن حسین الاصغربن علی زین العابدین ب

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن کوره . رجوع به ابن کوره شود.

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن محمودبن ملکشاه ملقب به غیاث الدین از سلاطین سلجوقی است از شوال 525 تا جمادی الاخره ٔ سال 526هَ . ق . توضیح اینکه پس از فوت سلطان محمود سلجوقی در شوال 525 در همدان ابوالقاسم درگ

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن ملکین الیشکری متولی شرطه ٔ بصره بوده است . (البیان و التبیین ج 3 ص 59).

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن عمروالضبی محدث است و از احمدحنبل روایت دارد. (مناقب الامام احمدبن حنبل ص 85).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: