مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی داود


معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن فرقد. از مشایخ شیعه و راوی فقه از ائمه است . (از الفهرست ابن الندیم ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد داود اینجا را کلیک کنید

هم معنی داود


ترجمه داود

گل داودی: oxeye daisy
داودی: chrysanthemum
داود: David
داود: Davud


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه داود


همچو نایى ناله‏ى زارى کند *** لیک بیگار خریدارى کند
نوحه‏گر باشد مقلد در حدیث *** جز طمع نبود مراد آن خبیث‏
نوحه‏گر گوید حدیث سوزناک *** لیک کو سوز دل و دامان چاک‏
از محقق تا مقلد فرق‏هاست *** کاین چو داود است و آن دیگر صداست‏
منبع گفتار این سوزى بود *** و آن مقلد کهنه آموزى بود
هین مشو غره بدان گفت حزین *** بار بر گاو است و بر گردون حنین‏
هم مقلد نیست محروم از ثواب *** نوحه‏گر را مزد باشد در حساب‏
کافر و مومن خدا گویند لیک *** در میان هر دو فرقى هست نیک‏
آن گدا گوید خدا از بهر نان *** متقى گوید خدا از عین جان‏
گر بدانستى گدا از گفت خویش *** پیش چشم او نه کم ماندى نه پیش‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن عمروبن سعید از کتاب دیوان رسائل بعهد هشام بن عبدالملک خلیفه ٔ اموی است . (از الوزراء و الکتاب ص 41).

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن عمربن سلیمان فارسی . او راست : «کشف البلاغة».

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن عمروالضبی محدث است و از احمدحنبل روایت دارد. (مناقب الامام احمدبن حنبل ص 85).

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن محمد. کاتب ام جعفر زبیده زن هارون الرشید و مادر امین خلیفه ٔ عباسی است . (الوزراء و الکتاب ص 124) (البیان و التبیین ج 1 ص 45).

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن محمد القارصی القرصی الحنفی . او راست : شرح علی اصول الحدیث للبرکوی چ مصر. شرح الامثلة (صرف ). (معجم المطبوعات ).

معنی داود

داود. [ وو ] (اِخ ) ابن ملک منصور. کتاب «الدرةالمنتشرة» را نصربن نصر برای او تألیف کرده است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<