مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دانکک


معنی دانکک

دانکک . [ ن َ ک َ ] (اِ مصغر) رجوع به دانگک شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دانکک اینجا را کلیک کنید

هم معنی دانکک


ترجمه دانکک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دانکک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دانک

دانک . [ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین . واقع در 36000گزی خاور آوج . سردسیر است و دارای 813 سکنه . آب آن از رودخانه ٔ سنگاوین است و محصول آنجا غلات و سیب زمینی و باغات ا

معنی دانگ نیم

دانگ نیم . (اِخ ) دهی است از دهستان درختگان بخش مرکزی شهرستان کرمان . واقع در 35هزارگزی شمال خاوری کرمان سر راه مالرو کرمان به شهداد. کوهستانی است و سردسیر و دارای 60 سکنه . آب آن از رودخانه است و محص

معنی دانکو فروش

دانکو فروش . [ ف ُ ] (نف مرکب ) فروشنده ٔ دانکو. فروشنده ٔ حبوب . بنشن فروش .بقال امروزین . خواربارفروش .

معنی دانکور

دانکور. (اِخ ) فلورنت . از درام نویسان و تراژدی نویسان فرانسه . متولد در فونتن بلو بسال 1661 و متوفی به سال 1725 م . وی نمایشنامه ها برشته ٔ تحریر کشیده است .

معنی دانک افرونک

دانک افرونک . [ ن َ اَ رُ وَ ] (اِمرکب ) انچوچک . انچوکک .

معنی دانگ

دانگ . (اِ) شش یک چیزی . سدس چیزی . یک قسمت از شش قسمت چیزی . دانگی . دانق . (زمخشری ). یک بخش از شش بخش چیزی . یک ششم چیزی . یک حصه از شش حصه ٔ چیزی : - پنج دانگ از ششدانگ ؛ پنج ششم آن . پنج سدس آن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<