مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دانشمندیه


معنی دانشمندیه

دانشمندیه . [ ن ِ م َ دی ی َ ] (اِخ ) (امرای ...) در موقعی که سلاجقه ببسط قدرت خود در آسیای صغیر مشغول بودند یکی دیگر ازرؤسای ترک بنام گمشتگین بن دانشمند در ولایت کاپادوکیا یعنی در شهرهای سیواس و قیساریه و ملاطیه دولتی جهت خود ترتیب داد و در نزدیکی این محل اخیر فرانک ها را بسختی مغلوب نمود جانشینان او در جنگهای با صلیبیون دخالتهای مهم کردند ولی مجاورین ایشان یعنی سلاجقه ٔروم بزودی بدوران فرمانروائی آن سلسله خاتمه بخشیدند. ایام حکومت و اسامی امیران این سلسله چنین است : محمد اول گمشتگین بن تیلو دانشمند غازی بن گمشتگین 499 محمد ثانی بن غازی 529 ذوالنون بن محمد ثانی 537 یغی (یا یعقوب )بن ارسلان غازی ابراهیم بن محمد 560 چنانکه گفتیم این سلسله را سلاجقه ٔ روم منقرض کردند. (طبقات سلاطین اسلام ص 138 و 139). زامباور در معجم الانساب و الاسرات (ج 2 ص 220 و 221) ذیل عنوان دانشمندیه گوید: املاک آنان سیواس و آماسیه ٔ و توقات و نیکسار و عثمانجق و چوروم و بعد کنغری و قسطمونی و چانیک و البستان و ملطیه بوده است و اینان بدو شعبه تقسیم میشده اند: الف - شیعه ٔ سیواس : 1- ملک دانشمند احمدغازی شمس الدین . 455 هَ . ق . 2- ملک یا امیر غازی گمشتگین بن دانشمند. 477 هَ . ق . 3- ابوالمظفر ناصرالدین بن گمشتگین . (متوفی 537)495 هَ . ق . 4- ذوالنون عمادالدین بن محمد (دفعه ٔ اول ) 537 هَ .ق . 5- یاغی بسان نظام الدین بن گمشتگین (متوفی 562) حدود 550 هَ . ق . 6- ابومحمد اسماعیل غازی جمال الدین بن یاغی بسان . حدود 562 هَ . ق . 7- ابراهیم شمس الدین بن گمشتگین . 8- ابوالقادر اسماعیل شمس الدین بن ابراهیم ذوالنون (دفعه ٔ دوم ) با لقب ناصرالدین (متوفی 569) 564 هَ . ق . بلاد ایشان را قلج ارسلان ثانی از سلاجقه ٔ روم در 569 فتح کرد. ب - شعبه ٔ ملطیه : 1- عین الدین بن گمشتگین (متوفی 545). 2- ذوالقرنین بن عین الدین 545. 3-ناصرالدین محمدبن ذی القرنین . حدود 556 هَ . ق . 4-فخرالدین القاسم بن ذی القرنین . حدود 567 هَ . ق . صاحب قابوس الاعلام ترکی آرد: دانشمندیه ، دولتی که دانشمند غازی احمدبن علی نصر تأسیس کرد و مرکز آن سیواس بود این دولت در 464 تأسیس یافت و در 560 یعنی قریب یکصد سال پس از آن منقرض گردید. حکمرانان سلسله ٔ دانشمندی شش کس بودند بدین سان : غازی احمد دانشمند 464 غازی محمدبن دانشمند ابوالمظفر نظام الدین بن محمد (یاغی بصان ) (بمعنی یاغی کوب ) 538 غازی جمال الدین بن نظام الدین - ابراهیم بن محمدبن دانشمند 562 ابوالفداء اسماعیل بن ابراهیم - دولت دانشمندیه پس از انقراض ضمیمه ٔ دولت سلجوقی گشت . (ازقاموس الاعلام ترکی ). و چنانکه ملاحظه می فرمائید در نام افراد خاندان و مؤسس آنان و نسبت افراد با مؤسس خاندان اختلافی چند میان سه منبع نقل ما هست که از نظر احتیاط مندرجات هر سه منبع را نقل کردیم .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دانشمندیه اینجا را کلیک کنید

هم معنی دانشمندیه


ترجمه دانشمندیه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دانشمندیه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دانقوز

دانقوز. (ترکی ، اِ) اسم ترکی خنزیر است . خوک .

معنی دانشومند

دانشومند. [ ن ِ م َ ] (ص مرکب ) دانشمند و حکیم و بسیاردان . (برهان ). دانشمند. حکیم و دانا و بسیاردان و دانشمند. (ناظم الاطباء) : بود دانشومند و هم پهلوان نبیند کسی پیر ازینسان جوان . فردوسی . گر

معنی دانک

دانک . [ ن َ ] (اِ مصغر) مصغر دانه است مرکب از دانه و کاف تصغیر. || دانه باشد. (اوبهی ). مطلق دانه را گویند اعم از گندم و جو و ماش و عدس و غیره . (برهان ). دان . دانه . (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی

معنی دانشمند

دانشمند. [ ن ِ م َ] (اِخ ) غازی احمدبن علی بن نصر از امیران ترکمان و مؤسس سلسله ٔ دانشمندیه است . وی مردی عالم و فاضل و مجاهد بوده است و بسبب جنگهائی که در 450 هَ . ق . درحدود آناطولی کرد از جانب خلی

معنی دانشمندی

دانشمندی . [ن ِ م َ ] (اِخ ) (امرای ...) رجوع به دانشمندیه شود.

معنی دانشی

دانشی . [ ن ِ ] (اِخ ) از شاعران قرن نهم هَ . ق . عثمانی است و این بیت از اوست : قامتی حلقه تنی زرد اولانی اونوتمه قولاغکده کوپه اولسون سنک ای گل سوزمز. (از قاموس الاعلام ترکی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: