مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دامنکش


معنی دامنکش

دامنکش . [ م َ ک َ ] (نف مرکب ) که دامن کشد. که دنباله ٔ دامن بر روی زمین فروهلد و براه رود. || مجازاً معنی خرامنده و بناز رونده دارد. ج ، دامنکشان .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دامنکش اینجا را کلیک کنید

هم معنی دامنکش


ترجمه دامنکش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دامنکش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دامنجان

دامنجان . [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور. واقع در 24هزارگزی جنوب چکنه بالا. کوهستانی است و معتدل و دارای 231 تن سکنه . آب آن ازقنات است و محصول آن غلات . شغل مردم آنجا

معنی دامنکوه

دامنکوه . [ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای سه گانه ٔ بخش حومه شهرستان دامغان است . این دهستان در قسمت خاوری دامغان بین راه شوسه و راه آهن دامغان بشاهرود در جلگه واقع است . هوای آن معتدل است و تابست

معنی دامنگیر

دامنگیر. [ م َ ] (نف ) گیرنده ٔ دامن . آخذ دامان : هزار گونه غم از هر سوئیست دامنگیر هنوز در تک وپوی غم دگر میگشت . سعدی . - خار دامنگیر ؛ خار که بسبب داشتن نوکهای برگشته ٔ تیز چون دوژه و نظایر آن

معنی دامنی

دامنی . [ م َ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) منسوب به دامن . مخفف دامانی . (انجمن آرا). || جزئی از قماش که برای دامان بکار برند. پاره ای از قماش که خیاط برای دامن تقدیر کند. || جامه که پوشند خادمات بر روی دیگر

معنی دامنه دار

دامنه دار. [ م َ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) که دامنه دارد. دارای دامنه . || وسیع. پهناور. موسع. با عرض و طول بسیار. ممتد. - ابری دامنه دار ؛ که دنباله ٔ آن نگسلد. - ادعای دامنه دار ؛ طولانی . - اقداماتی د

معنی دامنه

دامنه . [ م َ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت . واقع در18هزارگزی باختر ساردوئیه و 5هزارگزی جنوب راه مالرو بافت به ساردوئیه کوهستانی است و سردسیر و دارای 60 تن سکنه . آب آن از قنات ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<