مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی چپیدن


معنی چپیدن

چپیدن . [ چ َ دَ ] (مص جعلی ) میل کردن بجانب چپ . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کنایه از طرفی بطرف دیگر گردیدن باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). || (اصطلاح سیاست ) متمایل شدن به افکار چپ . پیوستن به چپروان سیاسی . || بزور درآمدن . بزور داخل شدن . بفشار بهم چسبیدن و تنگ هم نشستن . جا گرفتن چیزی بزور با چیزی دیگر در ظرف یا جای تنگ . (فرهنگ نظام ). درتداول امروز بمعنی بزور جا گرفتن و با فشار به دیگران جایی را اشغال کردن است .

معنی چپیدن- ترجمه چپیدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد چپیدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی چپیدن


ترجمه چپیدن

چپیدن: crowd into a small place


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه چپیدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی چپیدنی

چپیدنی . [ چ َ دَ ] (ص لیاقت ) قابل چپیدن . درخور چپیدن . و رجوع به چپیدن شود.

معنی چتاب آقا کریم

چتاب آقا کریم . [ چ ِ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه که در 13هزارگزی جنوب خاوری بخش و 4هزارگزی شوسه ٔ خلخال بمیانه واقع شده .کوهستانی و معتدل و 302 تن سکنه دارد. آبش از چشمه

معنی چپوق

چپوق .[ چ ُ ] (ترکی ، اِ) رجوع به چپق و پیپ و سبیل شود.

معنی چپیره

چپیره . [ چ َ رَ / رِ ] (اِ) جمعگشتن بود قومی را. (فرهنگ اسدی ). آماده شدن . (شعوری ). چبیره . اجتماع و ازدحام مردم و سپاه : بفرمودشان تا چپیره شدند سپاه و سپهبد پذیره شدند. فردوسی (از فرهنگ اسدی

معنی چپول

چپول . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان ماسوله بخش مرکزی شهرستان فومن که در 15هزارگزی باختر فومن ، و کنار راه فرعی اتومبیل رو فومن به ماسوله واقع شده . کوهستانی ، معتدل و مرطوب است و 122 تن سکنه دارد

معنی چتاب حسینخان

چتاب حسینخان . [ چ ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه که در 14هزارگزی جنوب خاوری بخش 4هزارگزی شوسه ٔ خلخال بمیانه واقع شده . کوهستانی و معتدل است و 639 تن سکنه دارد. آبش از

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: