مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی چهارمیخ زدن


معنی چهارمیخ زدن

چهارمیخ زدن . [ چ َ / چ ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) در شکنجه و عذاب افکندن . به چهارمیخ کشیدن : او را بر در مدرسه ٔ او که در ختن ساخته بود چهارمیخ زدند. (جهانگشای جوینی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد چهارمیخ زدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی چهارمیخ زدن


ترجمه چهارمیخ زدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه چهارمیخ زدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی چهارمیخه بودن

چهارمیخه بودن . [ چ َ / چ ِ خ َ / خ ِدَ ] (مص مرکب ) محکم و استوار بودن . پابرجا بودن .

معنی چهارناحیه

چهارناحیه . [ چ َ ی َ ] (اِخ ) نام بلوکی جانب شمالی شیراز است . 1- ناحیه ٔ دشت اوجان . 2- ناحیه ٔ دشت خسرو شیرین . 3- ناحیه ٔ دشت خون .4- ناحیه ٔ دشت کوشک زرد. رجوع به محال اربعه شود.

معنی چهارمیخه کردن

چهارمیخه کردن . [ چ َ / چ ِ خ َ / خ ِ ک َ دَ ](مص مرکب ) محکم کردن . استوار کردن . استوار ساختن .

معنی چهارمین

چهارمین . [ چ َ / چ ِ رُ ] (عدد ترتیبی ، ص نسبی ) منسوب به عدد چهار. چیزی در مرتبه ٔ چهارم . که میان مرتبه ٔ سوم و پنجم قرار دارد. رجوع به چهارم و چارمین شود.

معنی چهارمی

چهارمی . [ چ َ / چ ِ رُ ] (عدد ترتیبی ، ص نسبی )منسوب به چهارم . آنکه در مرتبه ٔ چهارم قرار دارد. چهارمین یا چیزی که در مرتبه ٔ میان سوم و پنجم است .

معنی چهارمیخ کردن

چهارمیخ کردن . [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) استوار کردن و بستن با چهارمیخ . چهارمیخه کردن . || به چهارمیخ کشیدن . بند کردن : ببر طناب هوس پیش از آنکه ایامت چهار میخ کند زیر خیمه ٔ خضرا. خاقانی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<