مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی چرس زدن


معنی چرس زدن

چرس زدن . [ چ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) رجوع به چرس کشیدن شود.

معنی چرس زدن- ترجمه چرس زدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد چرس زدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی چرس زدن


ترجمه چرس زدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه چرس زدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی چرسی

چرسی . [ چ َ ] (ص نسبی ) منسوب به چرس . آنکه چرس کشد. معتاد به چرس . آنکس که عادت به کشیدن چرس دارد. رفیق بنگی . آنکه معتاد به کشیدن چرس است : هر چرسیی چه داند بر رشته بندبازی این رمز دنبه داند در و

معنی چرده

چرده . [ چ َ دَ / دِ ] (اِ) به معنی رنگ و لون باشد عموماً. (برهان ). رنگ و لون را گویند. (جهانگیری ). رنگ و گون و لون . (ناظم الاطباء). رنگ . (فرهنگ نظام ). چرته . فام . || رنگ بسیاهی مایل را گویند خص

معنی چرز

چرز. [ چ َ ] (اِ) پرنده ایست که او را به چرغ و باز و امثال آن شکار کنند، و چون چرغ یا باز خواهند که او را بگیرند پیخالی بر سر وروی آنها اندازد و خود را خلاص کند، و بعربی «حباری »گویندش و ترکان «توغد

معنی چرسانه

چرسانه . [ چ َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیلسواربخش کامیاران شهرستان سنندج که در 26هزارگزی شمال باختر کامیاران و یکهزارگزی باختر لون سادات واقع است . دامنه و سردسیر است و 197 تن سکنه دارد. آبش از چشم

معنی چرسدان

چرسدان . [ چ َ رَ ] (اِ مرکب ) رومال و روپاکی باشد که قلندران چهار گوشه ٔ آنرا بهم بندند و بر دوش یا ساق اندازند وآنچه از گدائی بهم رسد در آن نهند. (برهان ) (آنندراج ). روپاک چهار گوشه ای باشد که هر چ

معنی چرست کردن

چرست کردن . [ چ َ / چ ِ رِ / رَ ک َ دَ ](مص مرکب ) بهم فشردن دندانها. (ناظم الاطباء). چرستیدن . دندان قروچه کردن . رجوع به چرست و چرستیدن شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: