مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی چرسدان


معنی چرسدان

چرسدان . [ چ َ رَ ] (اِ مرکب ) رومال و روپاکی باشد که قلندران چهار گوشه ٔ آنرا بهم بندند و بر دوش یا ساق اندازند وآنچه از گدائی بهم رسد در آن نهند. (برهان ) (آنندراج ). روپاک چهار گوشه ای باشد که هر چهار گوشه ٔ او را جمع کرده با هم بندند و درویشان و قلندران بر کتف اندازند و بعضی اشیاء از مأکول و ملبوس و غیره در میان آن نهند. (جهانگیری ). پارچه ٔ چهارگوشه ای که درویشان گوشه های آنرا بهم بندند و بر دوش انداخته آنچه از گدائی دریابند در آن نهند. (ناظم الاطباء). دستمال بزرگی که درویشان چهار گوشه ٔ آنرا بهم بندند و بر دوش اندازند تا آنچه از گدائی بهم رسد در آن ریزند. (فرهنگ نظام ). توبره ٔ گدائی . توبره ٔ درویشی : برون رفتم چو درویشان نمدپوش چرسدان را حمایل کرده بر دوش . جنید خلخالی (از جهانگیری ). رجوع به چرس شود.

معنی چرسدان- ترجمه چرسدان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد چرسدان اینجا را کلیک کنید

هم معنی چرسدان


ترجمه چرسدان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه چرسدان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی چرسی

چرسی . [ چ َ ] (ص نسبی ) منسوب به چرس . آنکه چرس کشد. معتاد به چرس . آنکس که عادت به کشیدن چرس دارد. رفیق بنگی . آنکه معتاد به کشیدن چرس است : هر چرسیی چه داند بر رشته بندبازی این رمز دنبه داند در و

معنی چرس

چرس . [ چ َ رَ ] (اِ) بند و زندان را گویند. (برهان ). بند و زندان بود. (جهانگیری ) (انجمن آرا)(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ) : چون نباشد شاعر منحول کار شعردزد کی گذارد بی گناهی قافیت را در چ

معنی چرس

چرس . [ چ ُ ] (اِخ ) مؤلف انجمن آرا نویسد: «نام ناحیه ایست که بر طرف شمالی بحیره ٔ تبریز واقع شده و طرف مغربی آن بحیره ٔ ارومیه و سلماس است و جانب جنوب آن مراغه و سمت شرقی آن شهر تبریز است ». (از انج

معنی چرغنو

چرغنو. [ چ َ غ َ ] (اِ) ظرف شراب خوری . || یک نوع ساز. (ناظم الاطباء).

معنی چرغد

چرغد.[ چ َ غ َ ] (اِ) قسمی از سوسک که در حمام و جاهای نمناک تولید میگردد. شبگیر. (ناظم الاطباء). || مخفف چرغند. (فرهنگ شعوری ). رجوع به چرغند شود.

معنی چرس زدن

چرس زدن . [ چ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) رجوع به چرس کشیدن شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: