مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی چبوق


معنی چبوق

چبوق . [ چ ِ ] (ترکی ، اِ) آبریز و میزاب . || چپق که در آن توتون ریخته میکشند. (ناظم الاطباء). رجوع به چپق شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد چبوق اینجا را کلیک کنید

هم معنی چبوق


ترجمه چبوق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه چبوق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی چپ افتادن

چپ افتادن . [ چ َ اُ دَ ] (مص مرکب ) چپ بستن . || مخالفت کردن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اعتراض کردن . (ناظم الاطباء). مخالف یا دشمن بودن . (فرهنگ نظام ). - چپ افتادن باکسی ؛ کینه از وی بدل گرفتن .

معنی چبق لو

چبق لو. [ چ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار که در 48هزارگزی خاور بیجار و 3هزارگزی رودخانه ٔ تلوار واقع شده . تپه ماهور و سردسیر است و 280 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ورودخانه ٔ محل

معنی چپ تابیدن

چپ تابیدن . [ چ َ دَ] (مص مرکب ) مخالفت یا دشمنی کردن . (فرهنگ نظام ).

معنی چپ بر

چپ بر. [ چ َ ب ُ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) اره ٔ دستی که بقبضه ای متصل است و در همه ٔ کارهایی که اره های دستی از عهده ٔ انجام دادن آن برنمیایند، مورد استفاده است . اره های چپ بر که با یک دست کار میکنند

معنی چبق لو

چبق لو. [ چ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه که در 28هزارگزی شمال باختری قره آغاج و ده هزارگزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه واقع شده . کوهستانی و معتدل است و 380 تن سک

معنی چپ انداز

چپ انداز. [چ َ اَ ] (نف مرکب ) مکار و حیّال [ حیله گر ]. (آنندراج ). آنکه مردم را مغلطه داده ، کار از پیش برد. (آنندراج ). مکار و فریب دهنده . (فرهنگ نظام ) : راست میگویم این شکایت نیست نظر او بما چ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<