مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی چای پزی


معنی چای پزی

چای پزی . [ پ َ ] (حامص مرکب ) قهوه چی گری . چای چی گری . چای دهی . چای فروشی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد چای پزی اینجا را کلیک کنید

هم معنی چای پزی


ترجمه چای پزی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه چای پزی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی چای باغی

چای باغی . (اِخ ) دهی است از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه که در 5500گزی جنوب خاوری مراغه و 3هزارگزی خاور شوسه ٔ مراغه به میاندوآب واقع شده است ، دره معتدل و مالاریائی است و 387 تن سکنه دارد آ

معنی چای فروش

چای فروش . [ ف ُ ] (نف مرکب ) چای فروشنده . فروشنده ٔ چای . آنکه چای فروشی را پیشه و شغل خود سازد. معامله گر چای . || چای چی . چای پز. قهوه چی .

معنی چای پزخانه

چای پزخانه . [ پ َ ] (اِ مرکب ) چای خانه . قهوه خانه . محل کسب قهوه چی . جای خوردن چای .

معنی چای خانه

چای خانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِمرکب ) چای پزخانه . قهوه خانه . کافه . محل چای خوردن . || جاهایی در بین راه و کنار جاده ٔ کاروانی که سابقاً اسب های کالسکه را در آنجا عوض میکردند.

معنی چای کندی

چای کندی . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر که در 32هزارگزی شمال ورزقان و 30هزارگزی راه ارابه رو تبریز به اهر واقع شده . کوهستانی است و 128 تن سکنه ٔ ترک زبان دارد

معنی چای چی

چای چی . (ص مرکب ) چای پز. چای فروش . قهوه چی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: