مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی چای پزی


معنی چای پزی

چای پزی . [ پ َ ] (حامص مرکب ) قهوه چی گری . چای چی گری . چای دهی . چای فروشی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد چای پزی اینجا را کلیک کنید

هم معنی چای پزی


ترجمه چای پزی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه چای پزی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی چای کسن

چای کسن . [ ک َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یکانات بخش مرکزی شهرستان مرند که در40هزارگزی شمال باختری مرند و 14500گزی راه شوسه ٔ جلفا به تبریز واقع شده . کوهستانی و معتدل است و 590 تن سکنه ٔ ترک زبا

معنی چای صافی

چای صافی . (اِ مرکب ) چای صاف کن . رجوع به چای صاف کن شود.

معنی چای پاره

چای پاره . [ رِ] (اِخ ) نام دهستانی است از بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی ، کوهستانی و هوای آن معتدل و مالاریائی است . رودخانه ٔ مهم این دهستان عبارت از رود آق چای است که از کوههای مرزی ایران و ترکیه س

معنی چای سودان

چای سودان . (اِخ ) دهی است از دهستان باوی ، بخش مرکزی شهرستان اهواز که در 60هزارگزی جنوب خاوری اهواز و23هزارگزی جنوب راه اهواز به هفتگل نزدیک کوه مشرفه واقع شده . دشت و گرمسیر است و 200 تن سکنه دارد.

معنی چای پز

چای پز. [ پ َ ] (نف مرکب ) چای پزنده . پزنده ٔ چای . چایچی . قهوه چی . چای فروش .

معنی چای فروش

چای فروش . [ ف ُ ] (نف مرکب ) چای فروشنده . فروشنده ٔ چای . آنکه چای فروشی را پیشه و شغل خود سازد. معامله گر چای . || چای چی . چای پز. قهوه چی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: