مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بیل


معنی بیل

بیل . (اِخ ) ناحیه ای است در ری و از آن است عبداﷲبن حسن . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بیل اینجا را کلیک کنید

هم معنی بیل

آل: 1 اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل 2 احمر، سرخ، قرمز 3 پری، جن، زائوترسان 4 سراب
آنارشی: آشوب، بلوا، بی‌قانونی، بی‌نظمی، هرج‌ومرج، هردمبیل
ابابیل: پرستو، چلچله
اتومبیل: خودرو، سواری، ماشین، موتور
زنبیل: تبنگو، سبد، سله


ترجمه بیل

بیلان: balance sheet
زنبیل: basket
غربیل: riddle
نبیل: noble
اتومبیل راندن: driving


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بیل

سخن ماریه بونه ویس: من فكر می كنم هیچ احساسی، رهایی و آزادی بیشتری را به كسی نخواهد داد، زمانی كه جرأت كنی در زندگی مانند یك اتومبیل بچرخی و دور بزنی.
سخن انجیل متی: هیچ‌كس با خوردن چیزی نجس نمی‌شود. چیزی كه انسان را نجس می‌سازد، سخنان و افكار اوست... آیا متوجه نیستید كه آنچه انسان می‌خورد، وارد معده‌اش شده، و بعد از بدن دفع می‌گردد؟ اما سخنان بد از دل بد بیرون می‌آید و گوینده را نجس می‌سازد. زیرا از دل بد این قبیل چیزها بیرون می‌آید: فكرهای پلید، آدم‌كشی، زنا و روابط نامشروع، دزدی، دروغ و بدنام كردن دیگران. بلی، این چیزها هستند كه انسان را نجس می‌سازند، و نه غذا خوردن با دست‌های آب نكشیده.
سخن آدولف لوس: زمانی كه ما با یك تپه و توده ی خاك به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می‎شویم كه با استفاده از بیل به شكل یك هرم روی هم انباشته شده است، به فكر فرو می‎رویم و چیزی در درون ما می‎گوید: اینجا كسی دفن شده است. آن توده ی خاك معماری است.
سخن ماریه بونه ویس: من فكر می كنم هیچ احساسی، رهایی و آزادی بیشتری را به كسی نخواهد داد، زمانی كه جرأت كنی در زندگی مانند یك اتومبیل بچرخی و دور بزنی.
سخن انجیل متی: هیچ‌كس با خوردن چیزی نجس نمی‌شود. چیزی كه انسان را نجس می‌سازد، سخنان و افكار اوست... آیا متوجه نیستید كه آنچه انسان می‌خورد، وارد معده‌اش شده، و بعد از بدن دفع می‌گردد؟ اما سخنان بد از دل بد بیرون می‌آید و گوینده را نجس می‌سازد. زیرا از دل بد این قبیل چیزها بیرون می‌آید: فكرهای پلید، آدم‌كشی، زنا و روابط نامشروع، دزدی، دروغ و بدنام كردن دیگران. بلی، این چیزها هستند كه انسان را نجس می‌سازند، و نه غذا خوردن با دست‌های آب نكشیده.

دست موسى را دهم یک نور و تاب *** که طپانچه مى‏زند بر آفتاب‏
چوب را مارى کنم من هفت سر *** که نزاید ماده مار او را ز نر
خون نیامیزم در آب نیل من *** خود کنم خون عین آبش را به فن‏
شادى‏ات را غم کنم چون آب نیل *** که نیابى سوى شادیها سبیل‏
باز چون تجدید ایمان بر تنى *** باز از فرعون بیزارى کنى‏
موسى رحمت ببینى آمده *** نیل خون بینى از او آبى شده‏
چون سر رشته نگه دارى درون *** نیل ذوق تو نگردد هیچ خون‏
من گمان بردم که ایمان آورم *** تا از این طوفان خون آبى خورم‏
من چه دانستم که تبدیلى کند *** در نهاد من مرا نیلى کند
سوى چشم خود بکى نیلم روان *** برقرارم پیش چشم دیگران‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بیلابردار

بیلابردار. [ بی ب َ ] (نف مرکب ) کسی که صدقات را تقسیم مینماید یا نوکر شخص بزرگ که پول بیلا را میان مردم تقسیم میکند. (ناظم الاطباء).مردی که تقسیم مال خیرات و صدقات کند. (آنندراج ).

معنی بیلا

بیلا. (اِ) پولی که در خیرات تقسیم شود. وجوه بر. (ناظم الاطباء). و رجوع به بیلابردار شود.

معنی بیگه خیز

بیگه خیز. [ گ َه ْ ] (نف مرکب ) که پیش بامداد برخیزد. سحرخیز. که نه بوقت برخیزد. که نه بگاه سر از خواب بردارد : اهل دعوی را مسلم باد جنات النعیم رطل می باید دمادم مست بیگه خیز را. سنائی .

معنی بیل ارده

بیل ارده . [ اُ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) زمینی که در یک آیش دو بار بیل زده شود (در تداول مردم قزوین ).

معنی بیگه سلطان

بیگه سلطان . [ ب َ گ َس ُ ] (اِخ ) بیگه بیگم سلطان . دختر میرزا معزالدین سنجر. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 115 به بعد شود.

معنی بیل آب

بیل آب . (اِ مرکب ) آبی که قبلاً زمین باغ را دهند تا بیل زدن آسان باشد. (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<