مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بوتراب


معنی بوتراب

بوتراب . [ ت ُ ] (اِخ ) کنیت حضرت علی علیه السلام ، چرا که روزی آن جناب در حالت غم و غصه بر زمین مسجد استراحت فرمودند، پیغمبر (ص ) آمده رخسار و اندام ایشان را از خاک ، گردآلوده دیده ، از راه شفقت برای بیدار کردن فرمود: قم یا اباتراب . از آن روز این کنیت مقرر گشت و به آن کنیت تفاخر میکرد. و بوتراب در اصل ابوتراب است که فارسیان الف را اکثر حذف میکنند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : که شود سخت زود دیو لعین زیر نعلین بوتراب تراب . ناصرخسرو. به بوتراب که شاه بهشت و کوثر اوست فدای کعب و ترابش کواعب و اتراب . خاقانی . شاه چو صبح دوم هست جهانگیر از آن هم دل بوالقاسم است ، هم جگربوتراب . خاقانی . رجوع به ابوتراب شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بوتراب اینجا را کلیک کنید

هم معنی بوتراب


ترجمه بوتراب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بوتراب


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: