مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بهت


معنی بهت

بهت . [ ب َ ] (ع اِ) سنگی است . (منتهی الارب ).نام یک نوع سنگ . || رخنه . || جدایی و افتراق . || حیرت . (ناظم الاطباء).

معنی بهت- ترجمه بهت برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بهت اینجا را کلیک کنید

هم معنی بهت

ابهت: اهمیت، بزرگی، جبروت، جلال، سطوت، شکوه، صولت، عظمت، فره، وقار
اتهام: افترا، بهتان، تهمت، فریه
سطوت : 1 ابهت، جذبه، رعب، شوکت، حشمت، عظمت، مهابت، وقار، هیبت 2 حمله، تاخت وتاز، هجوم، یورش 3 سلطه، غلبه، قهر 4 حمله کردن، هجوم بردن 5 غلبه‌یافتن، به قهرگرفتن
شباهت: تشابه، مانندگی، مانندی، مشابهت، همانندی، همسانی و اختلاف
شبهه: ابهام، احتمال، اشکال، التباس، تردد، تردید، دودلی، ریب، شبهت، شک، ظن و یقین


ترجمه بهت

مشابهت داشتن: be similar
بهترشدن: become better
مشابهت: resemblance
بهتر نمودن: improve
بهتر کردن: improve
بهت: amazement


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بهت

سخن اونوره دو بالزاك: هیچ گاه در زندگی نمی توانید محبتی بهتر، بی پیرایه تر و حقیقی تر از محبت مادر خود بیابید.
سخن سقراط: هیچ گنجی به از هنر نیست و هیچ هنری بزرگوارتر از دانش نیست و هیچ پیرایه ای بهتر از شرم نیست و هیچ دشمنی بدتر از خوی بد نیست.
سخن نامشخص: هركس در جهان آرزویی دارد : یكی مال می خواهد، یكی افتخار و یكی زیبایی. اما به نظر من، یك دوست حقیقی از تمام اینها بهتر است.
سخن حضرت محمد (ص): حیاء‌، زینت، ترس (از خدا و نگهداری نفس از گناه) بزرگی و صبر، بهترین وسیله (برای رسیدن به مراد) و انتظار گشایش كارها از طرف خداوند عزیز و بزرگ عبادت است.
سخن نامشخص: فروتنی زینت علم و كمال و جاه و جلال است. اهل هنر اگر فروتن باشند، هنر آنان بهتر جلوه می كند؛ همان طور كه سایه عكس آن را برجسته و نمودار می كند، فروتنی نیز هنر را آشكار می سازد.

هر چه اندیشى و تحصیلى کنى *** مى‏درآید دزد از آن سو کایمنى‏
پس بدان مشغول شو کان بهتر است *** تا ز تو چیزى برد کان بهتر است‏
بار بازرگان چو در آب اوفتد *** دست اندر کاله‏ى بهتر زند
چون که چیزى فوت خواهد شد در آب *** ترک کمتر گوى و بهتر را بیاب‏
ظاهر شدن فضل و زیرکى لقمان پیش امتحان کنندگان‏ ***
هر طعامى کاوریدندى به وى *** کس سوى لقمان فرستادى ز پى‏
تا که لقمان دست سوى آن برد *** قاصدا تا خواجه پس خوردش خورد
سور او خوردى و شور انگیختى *** هر طعامى کاو نخوردى ریختى‏
ور بخوردى بى‏دل و بى‏اشتها *** این بود پیوندى بى‏انتها
خربزه آورده بودند ارمغان *** گفت رو فرزند لقمان را بخوان‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بهت

بهت . [ ب َ ] (اِخ ) قومی از برهمنان و آنرا اهل اردو بهایت نیز گویند... و این لفظ هندی است . (از آنندراج ) (از غیاث ).

معنی بهت

بهت . [ ب َ ] (ع مص ) حیران کردن . (ترجمان القرآن ). متحیر و سرگشته شدن . (از اقرب الموارد). متحیر ماندن . قال اﷲ تعالی : فبهت الذی کفر واﷲ لایهدی القوم الظالمین . (منتهی الارب ). مدهوش شدن و تحیر ن

معنی بهت زده

بهت زده . [ ب ُ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) حیرت زده .

معنی بهتان گوی

بهتان گوی . [ ب ُ ] (نف مرکب ) دروغ گو و مفتری . (آنندراج ).

معنی بهتر

بهتر. [ ب َ ت َ ] (ع اِ) دروغ . (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به بهتره شود.

معنی بهتر

بهتر. [ ب ُ ت ُ ] (ع ص ) مرد کوتاه . ج ، بَهاتِر. (منتهی الارب ) (از مهذب الاسماء) (از ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ). مرد کوتاه و زن کوتاه . (از ناظم الاطباء). مؤنث : بُهتُرَة. (منتهی الارب ) (از ذیل

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: