مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بند یغمور


معنی بند یغمور

بند یغمور. [ ب َ دِ ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرم خان است که در بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد واقع است ، و 175 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بند یغمور اینجا را کلیک کنید

هم معنی بند یغمور


ترجمه بند یغمور


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بند یغمور



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بندآبدان

بندآبدان . [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سیاه کوه بخش بافت است که در شهرستان سیرجان واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).

معنی بند و گشاد

بند و گشاد. [ ب َ دُ گ ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) حل و عقد. (آنندراج ) : زمانه ٔ ملکی کز کلک خاتمش در ملک هزار بند و گشاد و هزار برگ و نواست . انوری . هر بند و گشادی که بتو بازبسته بود تا تو عمل

معنی بندار

بندار. [ ب ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲ از فقهای شیعه و اورا کتبی است در فقه و اصول و جز آن . (ابن الندیم ).

معنی بنداروز

بنداروز. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان سرگره بخش برازجان که در شهرستان بوشهر واقع است و دارای 849 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).

معنی بندار

بندار. [ ب ُ ] (معرب ، اِ) آنکه خرید و فروخت جواهری نموده باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مأخوذ از فارسی است . (ناظم الاطباء). || تاجری که متاع را نگه دارد تا گران فروشد. ج ، بنادرة. (از منتهی ا

معنی بند و بست

بند و بست . [ ب َ دُ ب َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) آنچه از آهن وجامه و جز آن را بهم بندند. (یادداشت بخط مؤلف ). - بند و بست بودن ؛ بسته بودن .مقفل بودن . (فرهنگ فارسی معین ). || مجازاً توطئه . ساخت

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: