مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بند و گشای


معنی بند و گشای

بند و گشای . [ ب َ دُ گ ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) بند و گشاد. حل و عقد : چنین تا ز تقدیر حکم خدای که بی حکم او نیست بند و گشای . شمسی (یوسف و زلیخا). ز سختی و سستی و بند و گشای که دیدند پیغمبران خدای . شمسی (یوسف و زلیخا). نصیحت است مرا بر تو گرچه خصم منی به خصم خویش نمودن خطاست بند و گشای . سوزنی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بند و گشای اینجا را کلیک کنید

هم معنی بند و گشای


ترجمه بند و گشای


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بند و گشای



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بنداروز

بنداروز. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان سرگره بخش برازجان که در شهرستان بوشهر واقع است و دارای 849 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).

معنی بند و بار

بند و بار. [ ب َ دُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) حدود و قواعد و آداب زندگی . قیدهای اجتماعی و مانند آن . و آدم بی بند و بار کسی را گویند که در زندگی حدود و رسومی را مراعات نکند و به چیزی پابند نباشد. (فر

معنی بندار رازی

بندار رازی . [ ب ُ رِ ] (اِخ ) خواجه کمال الدین بندار از مشاهیر شعرای فضیلت شمار روزگار گذشته بود و ظهیرالدین فارابی و غیره او را تمجید و تعریف نموده بمدح امیر مجدالدوله دیلمی قصیده ها گفته و صله ها پ

معنی بندار

بندار. [ ب َ ] (اِخ ) لقب ابی بکربن احمدبن اسحاق بن وهب بن الهیثم بن خداش ، محدث و از بربهائی و غیر او حدیث داردو دارقطنی از او روایت کند. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی بنداز کردن

بنداز کردن . [ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مباشرت کردن . جماع کردن . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی بند گشادن

بند گشادن . [ ب َ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) مقابل بندبستن . (آنندراج ). بند گشودن . (فرهنگ فارسی معین ). - بند گشادن از سحر ؛ باطل کردن آن : چو دختر چنان دید کان هوشمند ز نیرنگ آن سحر بگشاد بند. نظامی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: