مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بند و گشای


معنی بند و گشای

بند و گشای . [ ب َ دُ گ ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) بند و گشاد. حل و عقد : چنین تا ز تقدیر حکم خدای که بی حکم او نیست بند و گشای . شمسی (یوسف و زلیخا). ز سختی و سستی و بند و گشای که دیدند پیغمبران خدای . شمسی (یوسف و زلیخا). نصیحت است مرا بر تو گرچه خصم منی به خصم خویش نمودن خطاست بند و گشای . سوزنی .

معنی بند و گشای- ترجمه بند و گشای برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بند و گشای اینجا را کلیک کنید

هم معنی بند و گشای


ترجمه بند و گشای


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بند و گشای



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بندار رازی

بندار رازی . [ ب ُ رِ ] (اِخ ) خواجه کمال الدین بندار از مشاهیر شعرای فضیلت شمار روزگار گذشته بود و ظهیرالدین فارابی و غیره او را تمجید و تعریف نموده بمدح امیر مجدالدوله دیلمی قصیده ها گفته و صله ها پ

معنی بندار

بندار. [ ب َ ] (اِخ ) لقب ابی بکربن احمدبن اسحاق بن وهب بن الهیثم بن خداش ، محدث و از بربهائی و غیر او حدیث داردو دارقطنی از او روایت کند. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی بند گشادن

بند گشادن . [ ب َ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) مقابل بندبستن . (آنندراج ). بند گشودن . (فرهنگ فارسی معین ). - بند گشادن از سحر ؛ باطل کردن آن : چو دختر چنان دید کان هوشمند ز نیرنگ آن سحر بگشاد بند. نظامی .

معنی بند گشودن

بند گشودن . [ ب َگ ُ دَ ] (مص مرکب ) بند برگرفتن . باز کردن بند. بند وا کردن . قید و بند را باز کردن . مقابل بند بستن : ازدست و پای محکوم بند گشودند. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی بندار

بندار. [ ب ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲ از فقهای شیعه و اورا کتبی است در فقه و اصول و جز آن . (ابن الندیم ).

معنی بند و بلا شدن

بند وبلا شدن . [ ب َ دُ ب َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) چیزی را از کسی (یا کسانی ) با تدبیرهای گوناگون اخذ کردن وبدست آوردن . تیغ زدن . (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter