مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بزرگ پستان


معنی بزرگ پستان

بزرگ پستان . [ ب ُ زُ پ ِ ] (ص مرکب ) آنکه پستان بزرگ و کلان دارد. زن که پستان بزرگ دارد، و این نزد اروپائیان از حسن باشد برخلاف در ایران . (یادداشت بخط دهخدا): امراءة طرطبی ؛ زن بزرگ پستان . شاة ضریعة؛ گوسفند بزرگ پستان . (منتهی الارب ).

معنی بزرگ پستان- ترجمه بزرگ پستان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بزرگ پستان اینجا را کلیک کنید

هم معنی بزرگ پستان


ترجمه بزرگ پستان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بزرگ پستان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بزرگ خان

بزرگ خان . [ ب ُ زُ ] (اِخ ) نام یکی از خاقانها و سلاطین تورانی ماوراءالنهر و خوارزم و دشت قپچاق . رجوع به سبک شناسی بهار ج 1 ص 118 شود.

معنی بزرگ پا

بزرگ پا. [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) دارنده ٔ پای بزرگ . || در تداول کفاشان ، مقابل کوچک پا: شش خط بزرگ پا (در کفش ). (یادداشت بخط دهخدا).

معنی بزرگ پای

بزرگ پای . [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) آنکه پای بزرگ دارد. (یادداشت بخط دهخدا) : گنگی بلندبینی ، گنگی بزرگ پای محکم سطبرساقی ، زین گردساعدی . عسجدی .

معنی بزرگ امید

بزرگ امید. [ ب ُ زُ اُ / اُم ْ می ] (اِ مرکب ) امید بزرگ . بزرگ آرزو : بتا تا مرگ جان تو ببرده ست بزرگ امید من با تو بمرده ست . (ویس و رامین ). که ای از تو بزرگ ، امید مردان مرا از خود بزرگ امید

معنی بزرگ دانه

بزرگ دانه . [ ب ُ زُ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب ) حبه بزرگ . دانه بزرگ : گندمی که لایق آش پختن باشد بزرگ دانه و فربه باشد. (فلاحت نامه ).ضروع ؛ انگور سپید بزرگ دانه . (یادداشت بخط دهخدا).

معنی بزرگ بینی

بزرگ بینی . [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) آنکه بینی کلان دارد. (یادداشت بخط دهخدا). مقابل کوچک بینی . آنَف : و آن شتربان مردی بود سرخ مو، گربه چشم و بزرگ بینی . (قصص الانبیاء ص 122). هست همانا بزرگ بینی آن زال

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: