مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بزرگ پا


معنی بزرگ پا

بزرگ پا. [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) دارنده ٔ پای بزرگ . || در تداول کفاشان ، مقابل کوچک پا: شش خط بزرگ پا (در کفش ). (یادداشت بخط دهخدا).

معنی بزرگ پا- ترجمه بزرگ پا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بزرگ پا اینجا را کلیک کنید

هم معنی بزرگ پا


ترجمه بزرگ پا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بزرگ پا

سخن كریستین بوبن: زندگی مشترك، بزرگ و بی‌پایان است؛ از یك سو می‌تواند نابود شود و از سوی دیگر، به آرامی ادامه یابد. زندگی مشترك، حیوان بزرگ پایداری‌‌ست، به دشواری می‌میرد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بزرگ جثه

بزرگ جثه . [ ب ُ زُ ج ُث ْ ث َ / ث ِ ] (ص مرکب ) عظیم الجثه . جسیم . تناور. ضخم . (ناظم الاطباء).

معنی بزرگ امید رودبار...

بزرگ امید رودباری . [ ب ُ زُ اُم ْ می دِ رو ] (اِخ ) معروف به کیابزرگ امید. رئیس اسماعیلیه ٔ الموت ، دومین حکمران آنان و جانشین و پیرو حسن صباح . وی در سال 518 هَ . ق . بموجب وصیت حسن صباح در الموت بج

معنی بزرگ اندام

بزرگ اندام . [ ب ُ زُ اَ ] (ص مرکب ) ستبراندام . درشت اندام . تنومند.

معنی بزرگ آفرینش

بزرگ آفرینش . [ ب ُ زُ ف َ ن ِ ] (ص مرکب ) بزرگ خلقت . عظیم و مهم در خلقت : ز هر کشوری کرده شخصی گزین بزرگ آفرینش ، بزرگ آفرین . نظامی .

معنی بزرگ استخوان

بزرگ استخوان . [ ب ُ زُ اُ ت ُ خوا / خا ] (ص مرکب ) درشت استخوان . آنکه استخوانهای درشت دارد : [ مردم زنگستان ] مردمانی اند تمام صورت و بزرگ استخوان و مجعدموی و طبع ددگان دارند و سخت سیاهند. (حدود الع

معنی بزرگ پیشانی

بزرگ پیشانی . [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) آنکه پیشانی بزرگ دارد. اَجْبَه ْ.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: