مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بزرگ پای


معنی بزرگ پای

بزرگ پای . [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) آنکه پای بزرگ دارد. (یادداشت بخط دهخدا) : گنگی بلندبینی ، گنگی بزرگ پای محکم سطبرساقی ، زین گردساعدی . عسجدی .

معنی بزرگ پای- ترجمه بزرگ پای برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بزرگ پای اینجا را کلیک کنید

هم معنی بزرگ پای


ترجمه بزرگ پای


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بزرگ پای

سخن كریستین بوبن: زندگی مشترك، بزرگ و بی‌پایان است؛ از یك سو می‌تواند نابود شود و از سوی دیگر، به آرامی ادامه یابد. زندگی مشترك، حیوان بزرگ پایداری‌‌ست، به دشواری می‌میرد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بزرگ استخوان

بزرگ استخوان . [ ب ُ زُ اُ ت ُ خوا / خا ] (ص مرکب ) درشت استخوان . آنکه استخوانهای درشت دارد : [ مردم زنگستان ] مردمانی اند تمام صورت و بزرگ استخوان و مجعدموی و طبع ددگان دارند و سخت سیاهند. (حدود الع

معنی بزرگ بینی

بزرگ بینی . [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) آنکه بینی کلان دارد. (یادداشت بخط دهخدا). مقابل کوچک بینی . آنَف : و آن شتربان مردی بود سرخ مو، گربه چشم و بزرگ بینی . (قصص الانبیاء ص 122). هست همانا بزرگ بینی آن زال

معنی بزرگ آفرینش

بزرگ آفرینش . [ ب ُ زُ ف َ ن ِ ] (ص مرکب ) بزرگ خلقت . عظیم و مهم در خلقت : ز هر کشوری کرده شخصی گزین بزرگ آفرینش ، بزرگ آفرین . نظامی .

معنی بزرگ چشم

بزرگ چشم . [ ب ُ زُ چ َ / چ ِ ](ص مرکب ) اعین . (دستور) : مروان مردی بود کوتاه و سرخ و بزرگ چشم . (مجمل التواریخ ). و مکتفی مردی بود سپیدلون و ضخم و بزرگ چشم . (مجمل التواریخ ).

معنی بزرگ اندام

بزرگ اندام . [ ب ُ زُ اَ ] (ص مرکب ) ستبراندام . درشت اندام . تنومند.

معنی بزرگ پا

بزرگ پا. [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) دارنده ٔ پای بزرگ . || در تداول کفاشان ، مقابل کوچک پا: شش خط بزرگ پا (در کفش ). (یادداشت بخط دهخدا).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: