مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی برگشت


معنی برگشت

برگشت . [ ب َ گ َ / گ ُ ] (اِ) گیاهی که مانند موی آویزان و آشفته می روید. (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد برگشت اینجا را کلیک کنید

هم معنی برگشت

مدبر : ادبار، بخت‌برگشته، بدبخت، شوربخت، کوربخت، مفلوک و مقبل
ترجیع : 1 بازگرد، برگردان، برگشت، 2 تحریر
تغییر : 1 استحاله، انقلاب، تبدل، تبدیل، تحول، تطور، تعویض، دگرگونی، مسخ و تثبیت 2 عدول، برگشت، عقب‌گرد
رجعت: بازگشت، برگشت، برگشتن، عود، مراجعت، نکس و عزیمت
عدول: 1 اعراض، انصراف، بازگشت، برگشت، تغییرعقیده 2 اجحاف، تخطی 3 عادلان، صالحان


ترجمه برگشت

برگشتگی: bend
برگشت کننده: regressive
برگشت خون: regurgitation
مسابقه برگشت: rematch
پاسخ برگشتی: reply
برگشت: return


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه برگشت

سخن نامشخص: دوستی كسانی كه در هنگام برگشت روزگار با انسان همراهی كرده اند، فراموش شدنی نیست.
سخن فن لوبرتیس: وقتی با انگشت به كسی اشاره می كنیم به یاد داشته باشیم كه سه انگشت دیگر به طرف خودمان برگشته اند.
سخن حضرت محمد (ص): همانا زمانی كه خداوند پیشامدی را بر بنده‌ای، رقم بزند، آن پیشامد، برگشتنی (و تغییرپذیری) ندارد.
سخن امام علی (ع): هیچ گناهی [قابل برگشت] برای من اهمیتی ندارد، اگر مهلتی پس از ارتكاب آن داشته باشم كه دو ركعت نماز بخوانم و عافیت را از او مسئلت بدارم.
سخن حضرت محمد (ص): همانا زمانی كه خداوند پیشامدی را بر بنده‌ای، رقم بزند، آن پیشامد، برگشتنی (و تغییرپذیری) ندارد.


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: