مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی برگشتگی


معنی برگشتگی

برگشتگی . [ ب َ گ َ ت َ/ ت ِ ] (حامص مرکب ) وضع و حالت برگشته . (فرهنگ فارسی معین ). بازگردیدگی . وارونی . واژگونی . انقلاب . برتافتگی . (یادداشت دهخدا). تغییر و واژگونی . (ناظم الاطباء). زُؤاب . (از منتهی الارب ). حِوَل . (از دهار): کَمَد، کُمَدة؛ برگشتگی رنگ . (از منتهی الارب ). || خمیدگی : عطف ؛ برگشتگی دم تیغ. برگشتگی دم شمشیرو بیل و غیره . شَتَر؛ برگشتگی بام چشم . قَلب ؛ برگشتگی لب . کَشَف ؛ برگشتگی مویهای پیشانی چندان که به دایره ماند. مَعَص ؛ برگشتگی پی پای . (از منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد برگشتگی اینجا را کلیک کنید

هم معنی برگشتگی

بخت‌برگشتگی : بی‌اقبالی، بدبختی، شوربختی
بختیاری : خوش‌بختی، روزبهی، سعادت، نیک‌اختری، نیک‌بختی و بخت‌برگشتگی، شوربختی، ستاره‌سوختگی، ناکامی


ترجمه برگشتگی

برگشتگی: bend
برگشتگی بعقب: reversion
برگشتگی بهبیرون: extroversion
برگشتگی: inversion


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه برگشتگی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی برگماشته

برگماشته . [ ب َ گ ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) منصوب . نصب شده . (فرهنگ فارسی معین ). سِلطیط. مُسطِّر. مسلط. مُسیطر. || وکیل و مباشر. (ناظم الاطباء). کارران . موکَّل . - برگماشته شدن ؛ منصوب شدن . تَس

معنی برگماردن

برگماردن . [ ب َ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) برگماشتن . برگماریدن : گمانی مبر کاین ره مردمست برین کار نیکو خرد برگمار. ناصرخسرو. که جوهری ز عرض لامحاله خالی نیست جزین نباشد دل برگمار و ژرف گمار. ناصرخسر

معنی برگشت

برگشت . [ ب َ گ َ / گ ُ ] (اِ) گیاهی که مانند موی آویزان و آشفته می روید. (ناظم الاطباء).

معنی برگشت دادن

برگشت دادن . [ ب َ گ َ دَ ] (مص مرکب ) برگرداندن . بازگرداندن . پس دادن . اعاده . ارجاع . عودت دادن . و رجوع به برگشت شود.

معنی برگسیختن

برگسیختن . [ ب َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) برگسلیدن . برگسستن . قطع کردن . بریدن . رجوع به گسیختن و گسلیدن و گسستن در همین لغت نامه شود.

معنی برگک شیرازی

برگک شیرازی . [ ب َ گ َ ک ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) برگ قسمی از عنب الدب است و بیخ او عود بری است و عودالبندق نیز نامند. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از مخزن الادویة).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: