مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی برگشاد


معنی برگشاد

برگشاد. [ ب َ گ ُ ] (مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) برگشادن . رجوع به برگشادن شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد برگشاد اینجا را کلیک کنید

هم معنی برگشاد


ترجمه برگشاد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه برگشاد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی برگشلو

برگشلو. [ ب َ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلماس شهرستان خوی . سکنه ٔ آن 240 تن . آب آن از رودخانه ٔ زولا و چشمه و محصول آن غلات و حبوب و بزرک است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 4).

معنی برگک شیرازی

برگک شیرازی . [ ب َ گ َ ک ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) برگ قسمی از عنب الدب است و بیخ او عود بری است و عودالبندق نیز نامند. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از مخزن الادویة).

معنی برگشته

برگشته . [ ب َ گ َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) برگردیده . مراجعت نموده . (ناظم الاطباء). بازگشته : منم منم بلبل سرگشته از کوه و کمر برگشته . ؟ التفات ؛ برگشته نگریستن . (از منتهی الارب ). || پشت کرده

معنی برگک

برگک . [ ب َ گ َ ] (اِ مصغر) مصغر برگ . برگ کوچک . برگچه . رجوع به برگ شود.

معنی برگستواندار

برگستواندار. [ ب َ گ ُس ْت ْ] (نف مرکب ) دارنده ٔ برگستوان . مالک و صاحب برگستوان . || برگستوان پوشیده . برگستوان برتن دارنده . برگستوان افکنده . با پوشش برگستوان . تن به برگستوان پوشیده اعم از اسب و

معنی برگسیختن

برگسیختن . [ ب َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) برگسلیدن . برگسستن . قطع کردن . بریدن . رجوع به گسیختن و گسلیدن و گسستن در همین لغت نامه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<