مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی برغز


معنی برغز

برغز. [ ب َ غ َ ] (ع اِ) بچه ٔ گاو وحشی یا وقتی که با مادر خود برفتار آید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بچه ٔ گاو دشتی . (مهذب الاسماء). بُرغز. برغوز. برغاز. (منتهی الارب ).

معنی برغز- ترجمه برغز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد برغز اینجا را کلیک کنید

هم معنی برغز


ترجمه برغز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه برغز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی برغن آباد

برغن آباد. [ ب َ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه . سکنه ٔ آن 182 تن . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).

معنی برغلة

برغلة. [ ب َ غ َ ل َ ] (ع مص ) ساکن برغیل شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به برغیل شود.

معنی برغو

برغو. [ ب َ / ب ُ ] (اِ) شاخ حیوان که از میان تهی باشد و آنرا مانند نفیری نوازند. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). شاخی باشد در میان تهی که آنرا مانند نفیر نوازند. (برهان ) (آنندراج ). سوزمای برغو. صف

معنی برغثة

برغثة. [ ب َ غ َ ث َ ] (ع اِ) رنگی مانند رنگ سپرز. (آنندراج )(ناظم الاطباء). رنگی مانند سپرز و آن رنگی آمیخته از سیاهی و سرخی و سبزی تیره است . (یادداشت مؤلف ).

معنی برغز

برغز. [ ب ُ غ ُ ] (ع اِ) رجوع به بَرغز شود. || (ص ) مرد بدخلق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یا این تصحیف بزغر است بتقدیم زاء معجمه بر راه مهمله . (منتهی الارب ).

معنی برغش

برغش . [ ب َ غ َ ] (اِخ ) شهری به وادی الرمل در اسپانیا. و رجوع به الحلل السندسیه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: