مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی برعومة


معنی برعومة

برعومة. [ ب ُ م َ ] (ع اِ) غلاف گل . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). غنچه ٔ ناشکفته . ج ، براعیم . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). رجوع به برعم شود.

معنی برعومة- ترجمه برعومة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد برعومة اینجا را کلیک کنید

هم معنی برعومة


ترجمه برعومة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه برعومة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی برعمیا

برعمیا. [ب َ ع َم ْ ] (ق مرکب ) کورانه . کورکورانه . علی العمیا : چه هرکه بر عمیا در راه مجهول رود... هرچه بیشتر رود بگمراهی نزدیکتر باشد. (کلیله و دمنه ).

معنی برغز

برغز. [ ب َ غ َ ] (ع اِ) بچه ٔ گاو وحشی یا وقتی که با مادر خود برفتار آید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بچه ٔ گاو دشتی . (مهذب الاسماء). بُرغز. برغوز. برغاز. (منتهی الارب ).

معنی برغاز

برغاز. [ ب ِ ] (ع اِ) برغوز. بَرغَز. (منتهی الارب ). بُرغُز. بچه گاو وحشی یا وقتی که با مادر خود برفتار آید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به برغوز شود.

معنی برغ

برغ . [ ب َ / ب َ رَ / ب َ رِ] (اِ) بند آب . (برهان ). سد. (شرفنامه ٔ منیری ). برغ آب . بندی باشد که از چوب و خاشاک و خاک و گل در پیش آب بندند. بزغ . (برهان ) (از ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (آنندراج )

معنی برغز

برغز. [ ب ُ غ ُ ] (ع اِ) رجوع به بَرغز شود. || (ص ) مرد بدخلق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یا این تصحیف بزغر است بتقدیم زاء معجمه بر راه مهمله . (منتهی الارب ).

معنی برعل

برعل . [ ب ُ ع ُ ] (ع اِ) بچه کفتار یا ونک بچه که از شغال متولد گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). حیوانی است که پدر آن وَبَر و مادر آن شغال است . (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: