مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی برعومة


معنی برعومة

برعومة. [ ب ُ م َ ] (ع اِ) غلاف گل . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). غنچه ٔ ناشکفته . ج ، براعیم . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). رجوع به برعم شود.

معنی برعومة- ترجمه برعومة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد برعومة اینجا را کلیک کنید

هم معنی برعومة


ترجمه برعومة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه برعومة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی برعل

برعل . [ ب ُ ع ُ ] (ع اِ) بچه کفتار یا ونک بچه که از شغال متولد گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). حیوانی است که پدر آن وَبَر و مادر آن شغال است . (یادداشت مؤلف ).

معنی برغان

برغان . [ ب َ رَ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان برغان بخش کرج شهرستان تهران در 38کیلومتری شمال باختری کرج از طریق کردان و 15کیلومتری حیدرآباد که سر راه شوسه واقع است . کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن

معنی برعکس

برعکس . [ ب َ ع َ ] (ق مرکب ) بعکس . بالعکس . برخلاف . (آنندراج ). و رجوع به عکس شود. - برعکس کردن ؛ برخلاف آن کردن . - || واژگون کردن . وارونه کردن . معکوس کردن .

معنی برعین

برعین . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طارم بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس . سکنه ٔ آن 140 تن . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی برغ

برغ . [ب َ رَ ] (ع مص ) بَرغ . (از منتهی الارب ). بناز و نعمت زیستن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). و فعل آن از باب سمع است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی برغثة

برغثة. [ ب َ غ َ ث َ ] (ع اِ) رنگی مانند رنگ سپرز. (آنندراج )(ناظم الاطباء). رنگی مانند سپرز و آن رنگی آمیخته از سیاهی و سرخی و سبزی تیره است . (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: