مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی باقوریة


معنی باقوریة

باقوریة. [ ری ی َ ] (اِخ ) فرقه ای ازفرق میان عیسی و محمد علیهماالسلام . (ابن الندیم ).

معنی باقوریة- ترجمه باقوریة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد باقوریة اینجا را کلیک کنید

هم معنی باقوریة


ترجمه باقوریة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه باقوریة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باقور

باقور. (ع اِ) جماعة گاوان . و این از اسماءجمع است مانند باقر. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اسم جمع بقرة. (منتهی الارب ). گله ٔ گاوان . (آنندراج ). باقورة. و نیز رجوع به نقودالعربیه ص 160 شود.

معنی باقوس

باقوس . (اِخ ) صورتی از کلمه ٔ باکوس ، رب النوع شراب در میان یونانیان قدیم . و رجوع به باکوس شود.

معنی باقی

باقی . (اِخ ) عبدالباقی صوفی تبریزی . (دانشمندان آذربایجان ص 144). از فضلای زمان خود و در نگارش خط ثلث مسلم بود،... با شاه عباس صفوی معاصر و در وقت بنیاد مسجد جامع جدید عباسی شاه مغفور بجهت نوشتن کتاب

معنی باقی

باقی . (اِخ ) (... ماوراءالنهر) از شعرای پارسی زبان اهل ماوراءالنهر بوده . از اوست : چنان کز دل شدم باقی اسیر عشق دلجوئی نه دل دارم ، بلائی بهر جان خویشتن دارم . (از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1204).

معنی باقول

باقول . (ع اِ) کوز. کوب . (از تاج العروس ).

معنی باقوم

باقوم . (اِخ ) نام نجاری است . مولای سعیدبن عاص که منبر شریف ساخته ٔ اوست . (از تاج العروس ) (منتهی الارب ). صاحب قاموس الاعلام آرد: یکی از صحابه است و آزاد کرده ٔ سعیدبن العاص ، در مدینه به نجاری اشت

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: