مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی باریسه


معنی باریسه

باریسه . [ س َ / س ِ ] (اِ) مخفف بادریسه باشد : و فلک را برای گردش و نیز باریسه ٔ دوک را برای گردش فلکه خواندند. (تفسیر ابوالفتوح رازی ج 3 صص 9-14). و رجوع به بادریسه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد باریسه اینجا را کلیک کنید

هم معنی باریسه


ترجمه باریسه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه باریسه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باریقی

باریقی . (اِخ ) (بلاد) به نقل خواند میر از اقلیم چهارم باشد:... و شمال بلاد مصر و اسکندریه و بلاد باریقی و بلاد افرنجه و طنجه بگذرد. (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 634) در فهرست اعلام باریفی ضبط شده است .

معنی باریز

باریز. (اِ) پاریز. پاییز، بمعنی خزان . (آنندراج ). پاییز و فصل پاییز. (ناظم الاطباء). پاییز. (دِمزن ). رجوع به پاییز شود. || در لهجه ٔ کرمانیان خورجین بزرگی که از پنبه یا پشم یا موی بافند و چون بر پشت

معنی باریشا

باریشا. (اِخ ) (جبل ...) ناحیه ای است در قضای حارم از ولایت و سنجاق حلب . در جهت غربی حلب که دارای 23 پارچه قریه میباشد. پاره ای آثار عتیقه و خرابه های بتخانه و کلیسای مربوط بدوره ٔ جنگهای صلیبی در آن

معنی باریستغان

باریستغان . (اِخ ) رجوع به ارزطغان شود.

معنی باریس سس

باریس سس . [ س ِ ] (اِخ ) یکی از هفت تن که برای از میان برداشتن بردیای دروغی (سپنت دات مغ) با هم هم سوگند شدند و در کار خود نیز توفیق یافتند و وی را برداشتند و داریوش را بتخت بنشاندند. (ایران باستان ج

معنی باریس

باریس . (اِخ ) معرب پاریس . رجوع به پاریس شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<