مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی باریسه


معنی باریسه

باریسه . [ س َ / س ِ ] (اِ) مخفف بادریسه باشد : و فلک را برای گردش و نیز باریسه ٔ دوک را برای گردش فلکه خواندند. (تفسیر ابوالفتوح رازی ج 3 صص 9-14). و رجوع به بادریسه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد باریسه اینجا را کلیک کنید

هم معنی باریسه


ترجمه باریسه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه باریسه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باریک برگ

باریک برگ . [ ب َ ] (اِ مرکب ) بید . گونه ای از بید که در دره ٔ چالوس و ساحل رود کرج و کوه دنا در شیراز و جبال کوه گیلویه دیده شده است . (گااوبا).

معنی باریشا

باریشا. (اِخ ) (جبل ...) ناحیه ای است در قضای حارم از ولایت و سنجاق حلب . در جهت غربی حلب که دارای 23 پارچه قریه میباشد. پاره ای آثار عتیقه و خرابه های بتخانه و کلیسای مربوط بدوره ٔ جنگهای صلیبی در آن

معنی باریدنی

باریدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) فرودآمدنی . نازل شدنی . ریختنی . رجوع به باریدن شود.

معنی باریس

باریس . (اِخ ) دهی است جزء دهستان مشکین خاوری بخش مرکزی مشکین شهر که در 15 هزارگزی شمال مشکین شهر و 10 هزارگزی شوسه ٔ مشکین شهر به اردبیل در جلگه واقع است . هوایش معتدل و دارای 151تن سکنه میباشد آبش ا

معنی باریزبافی

باریزبافی . (حامص مرکب ) عمل باریزباف : کمال جذبه و قوت باطن ایشان در مرتبه ٔ [ علیا ] بوده و بباریزبافی مشغول بوده اند. (مزارات کرمان ص 140).

معنی باریک کردن

باریک کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نرم کوفتن . نرم ساییدن : ادقاق ؛ باریک کردن آرد. دقیق کردن آرد باریک کردن آرد. (منتهی الارب ). نرم کردن . تدقیق . (دهار).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: