مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی باد گرفتن


معنی باد گرفتن

باد گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) باد در سر کردن . باد در سر گرفتن . متکبر شدن . مغرور شدن . رجوع به باد شود. || در تداول عوام ، بدرد آمدن عضوی از اعضای آدمی . عضوی را باد گرفتن : زیر دنده هایم را باد گرفت . گلویم را باد گرفت . || برای دفع گرمی هوا گرفتن . باد خوردن . (از مجموعه ٔ مترادفات ص 58).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد باد گرفتن اینجا را کلیک کنید

هم معنی باد گرفتن


ترجمه باد گرفتن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه باد گرفتن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باد کله

باد کله . [ دِ ک ُ ل َه ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ضربت جماع . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی باد گیسو

باد گیسو. [ دِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از نخوت و تکبر و عظمت باشد مر زنان را چنانکه باد بروت مردان را. (برهان ). کنایه از نخوت و تکبر زنان صاحب حسن است چنانکه باد بروت منسوبست به مردان . (آنن

معنی باد کنکو

باد کنکو. [ دِ ک َ کو] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به باد کهنکو شود.

معنی باد کسی یا چیزی...

باد کسی یا چیزی نشستن . [ دِ ک َ ن ِ ش َ ت َ ] (مص مرکب )از غرور و تکبر فرودآمدن . فروکش کردن : بادش نشست .

معنی باد کشیدن

باد کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) تیز شدن روغن و پنیر و جز آن بعلت مجاورت هوا. فاسد شدن . رجوع به باد و بادغد شدن شود. || رنج و محنت کشیدن . میرمعزی گوید : تو نوش خوری دایم و بدخواه خورد زهر تو

معنی باد کنجی

باد کنجی . [ دِ ک ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) باد کنج . قولنج و نفخی را گویند که درپشت آدمی بهم رسد و بسبب آن پشت خم گردد. (برهان ). قولنجی که در پشت آدمی بهم رسد و بسبب آن پشت خم گردد. (ناظم الاطباء:

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: