مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی باد سنجیدن


معنی باد سنجیدن

باد سنجیدن . [ س َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از تکبر کردن باشد. (انجمن آرا). رجوع به باد در زیر دامن داشتن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در کلاه افکندن و باد در سر بودن و باد در سر داشتن و باد در سر افکندن و باد در سر کردن و باد در سر شدن شود. || کنایه از اندیشه های باطل و فاسد کردن باشد. (انجمن آرا). رجوع به باد در سر کردن و باد در سر افکندن و باد در سر داشتن و باد در سر بودن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در زیر دامن داشتن و باد در سر شدن شود : گر آنی که بدخواه گوید مرنج وگر نیستی گو برو بادسنج . سعدی (بوستان ).

معنی باد سنجیدن- ترجمه باد سنجیدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد باد سنجیدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی باد سنجیدن


ترجمه باد سنجیدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه باد سنجیدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باد شمال

باد شمال . [ دِ ش ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بادی که از شمال وزد. مَحْوة. شَمَل . مِسْع. (منتهی الارب ). اَوْر. (منتهی الارب ). جَرْبیا. اُم ّمَرْزَم . (منتهی الارب ) (دهار) : بر طریق راست رو چون ب

معنی باد غریب درکن

باد غریب درکن . [ دِ غ َ دَ ک ُ ] (ترکیب وصفی ،اِ مرکب ) در تداول مردم شمیران و طهران ، بادی که درآخر موسم ییلاق وزد و شهریان بمنازل خود بازگردند.

معنی باد سام

باد سام . [ دِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) باد سموم . سعیر.

معنی باد سخت جستن

باد سخت جستن . [ دِ س َ ج َ ت َ ](مص مرکب ) باد سخت وزیدن . عُصوف . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). عَصْف . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). خَجْخَجة. (منتهی الارب ). رجوع به باد شود.

معنی باد رنگین

باد رنگین . [ دِ رَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از شعر و بیت است که قصیده و غزل و قطعه و رباعی باشد. (برهان ). کنایه از شعر و غزل . (شرفنامه ٔ منیری ). کنایه از شعر نوشته اند لیکن چنین نیست بلکه ا

معنی باد سبلت

باد سبلت . [ دِ س ِ ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از نخوت و غرور مخصوص مردانست .(آنندراج : باد بروت ، باد سبلت ). رجوع به باد شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: