مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی باد راندن


معنی باد راندن

باد راندن . [ دَ ] (مص مرکب ) موجب اخراج ریح شدن .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد باد راندن اینجا را کلیک کنید

هم معنی باد راندن


ترجمه باد راندن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه باد راندن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باد سحرگاهی

باد سحرگاهی . [ دِ س َ ح َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بادی که در سحر وزد. رجوع به باد شود.

معنی باد شمال

باد شمال . [ دِ ش ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بادی که از شمال وزد. مَحْوة. شَمَل . مِسْع. (منتهی الارب ). اَوْر. (منتهی الارب ). جَرْبیا. اُم ّمَرْزَم . (منتهی الارب ) (دهار) : بر طریق راست رو چون ب

معنی باد سنجیدن

باد سنجیدن . [ س َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از تکبر کردن باشد. (انجمن آرا). رجوع به باد در زیر دامن داشتن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در کلاه افکندن و باد در سر بودن و باد در سر داشتن و

معنی باد در کف داشتن...

باد در کف داشتن . [ دَرْ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از بی ماحصلی و مفلسی و تهی دستی باشد. (برهان ). رجوع به باددرکف شود.

معنی باد سموم

باد سموم . [ دِ س َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) باد سام . رجوع به باد سام و باد شود.

معنی باد در کلاه داش...

باد درکلاه داشتن . [ دَرْ ک ُ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از مغرور و متکبر بودن . (غیاث ) (مجموعه ٔ مترادفات ص 256). رجوع به باد در زیر دامن داشتن و باد در سر کردن و باد در سر داشتن و باد در سر افکندن و با

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<