مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی باختگان


معنی باختگان

باختگان . [ ت َ ] (اِخ ) نام دریاچه ٔ بختگان . رجوع به بختگان شود.

معنی باختگان- ترجمه باختگان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد باختگان اینجا را کلیک کنید

هم معنی باختگان

ملاحده : ملحدان، ملحدها، کافران، بی‌دینان، کفار، ایمان‌باختگان، بدکیشان، زندیقان، مشرکان و مومنان


ترجمه باختگان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه باختگان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باخذی

باخذی . (اِخ ) باختر. یکی از شانزده مملکت اوستائی است بدینقرار: 1- اَیران وَاِج َ= مملکت آریاها. 2- سوغَدَه = سغد. 3- مورو= مرو. 4- باخذی = باختر. 5- نیسایه ، بعضی با محلی در دوفرسخی سرخس و برخی با

معنی باختگی

باختگی . [ ت َ / ت ِ ] (حامص ) عمل باخته . رجوع به باخته شود.

معنی باخبر

باخبر. [ خ َ ب َ ] (ص مرکب ) آگاه . مطلع. واقف . مستحضر. خبردار. (آنندراج ). ملتفت . هوشیار. (ناظم الاطباء) : نجات آخرت را چاره گر باش درین منزل ز رفتن باخبر باش . نظامی . جمله گفتند ای حکیم با خب

معنی باخدیدا

باخدیدا. [ خ ُ دَ ] (اِخ ) قریه ٔ بزرگیست مثل شهر از توابع نینوا در مشرق موصل و بیشتر مردم آن مسیحی هستند. (معجم البلدان ) (مراصدالاطلاع ).

معنی باخت

باخت . (مص مرخم ، اِ) از مصدر باختن . مقابل برد: برد و باخت . مغلوبیت در قمار. غرم . زیان . خیبت : برد قمار باخت است . آخر این باخت ... از بهر برد... بود. (کتاب المعارف ).

معنی باخ

باخ . (اِخ ) یوهان سباستین (1685 - 1750). باخ ، نام خانواده ای آلمانی است که در هنر موسیقی شهرت بسزائی داشتند و مشهورترین آنان یوهان سباستین میباشد که آثار موسیقی مذهبی او مورد توجه اهل فن است . وی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: