مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بات کیلکای


معنی بات کیلکای

بات کیلکای . (اِخ ) نام یکی از اجداد مادری قتلق . صاحب حبیب السیر آرد: ... پدر قتلق سلطان بیگم امیرزاده علی بن امیرزاده اسکندر بود از قوم ایلچکدای که بشش واسطه بچنگیزخان میرسد و مادر قتلق سلطان بیگم بی بی فاطمه بود بنت امیر کیخسروبن خطل بن سودرون بن بات کیلکای بن تومنه خان ... (حبیب السیر چ قدیم طهران ج 2 جزء 3 ص 241).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بات کیلکای اینجا را کلیک کنید

هم معنی بات کیلکای


ترجمه بات کیلکای


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بات کیلکای



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی باتاویا

باتاویا. (اِخ ) معرب آن بطاویه است . اکنون این شهر را جاکارتا نامند و پایتخت جزیره ٔ جاوه میباشد. جمعیت آن 435هزار تن است و سابقاً این نام بر مستملکات هلند اطلاق میشده است . (اعلام المنجد). و رجوع ب

معنی باترژک

باترژک . [ ت ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند. 20هزارگزی خاور خوسف . جلگه ، گرمسیر. سکنه ٔ آن 65 تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (ف

معنی باپیر

باپیر. (اِخ ) رجوع به کورکور شود.

معنی باتاب

باتاب . (اِ) مقابلی و ضدیت . || یک قسم از دراویش . (ناظم الاطباء).

معنی باتری

باتری . [ ] (اِخ ) نام ناحیتی از خوار ورامین .

معنی بات

بات . [ بات ت ] (ع ص ) لاغر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنکه بر نتواند خاست از نزاری . || منقطع، و منه طلاق بات و بیع بات . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). طلاق بات یعنی طلاق بائن که رجعت در آن روا نباشد.و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: