مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی بات کیلکای


معنی بات کیلکای

بات کیلکای . (اِخ ) نام یکی از اجداد مادری قتلق . صاحب حبیب السیر آرد: ... پدر قتلق سلطان بیگم امیرزاده علی بن امیرزاده اسکندر بود از قوم ایلچکدای که بشش واسطه بچنگیزخان میرسد و مادر قتلق سلطان بیگم بی بی فاطمه بود بنت امیر کیخسروبن خطل بن سودرون بن بات کیلکای بن تومنه خان ... (حبیب السیر چ قدیم طهران ج 2 جزء 3 ص 241).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد بات کیلکای اینجا را کلیک کنید

هم معنی بات کیلکای


ترجمه بات کیلکای


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه بات کیلکای



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی بات

بات . (اِخ ) بَث . باث . نام شهریست در انگلستان که در ناحیه ٔ سمرست بر نهر آون در 17هزارگزی مشرق بریستول و در 160هزارگزی جنوب غربی لندن واقع شده و یکی از شهرهای زیبای اروپا میباشد. جمعیت آن 5280

معنی باتس

باتس . [ ت ُ ] (اِ) باتش . به لغت اهل شبانکاره ، ترنج باشد و آن میوه ایست معروف که پوست آنرا مربا کنند. و باشین نقطه دار هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (شعوری ) (جهانگیری ). باتو. رجوع

معنی بات

بات . (ع اِ) کاروانسرا. مهمانخانه . (ناظم الاطباء).

معنی باتاب

باتاب . (ص ) مساوی . مشابه . مقابل . (ناظم الاطباء).

معنی باتر

باتر. [ ت ِ ] (اِ) کلنگ ، و آن پرنده ایست معروف . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ) (انجمن آرا). طورنه (مرغی ) است . (شعوری ). کلندوز. (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به کلنگ شود.

معنی باپ تانه

باپ تانه . [ ن َ ] (اِخ ) مصحف باستانه . نام شهری قدیم در بهستان (بغستان ) در بیستون بنا بعقیده ٔ راولین سن : بیستون محلی است تقریباً در شش فرسنگی کرمانشاه در سر راهی که بهمدان میرود. اسم این محل را

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: