مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عمعمة


معنی عمعمة

عمعمة. [ ع َ ع َ م َ ] (ع مص ) بسیارلشکر گردیدن بعد کمی وی . (از منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عمعمة اینجا را کلیک کنید

هم معنی عمعمة


ترجمه عمعمة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عمعمة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عمق

عمق . [ع ِ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَمیقة. رجوع به عمیقة شود.

معنی عمق

عمق . [ ع َ ] (اِخ ) قلعه ای است ویران بر فرات ، از آن است موبد خلیل بن ابراهیم . (منتهی الارب ).

معنی عمق

عمق . [ ع َ م َ ] (اِخ ) موضعی یا آبی است به بلاد مزینه . (منتهی الارب ). عَمق .

معنی عمق

عمق . [ ع َ ] (اِخ ) موضع و جایگاهی است بنزدیکی مدینه از بلاد مُزَینه ، و عبیداﷲبن قیس بیت شعری درباره ٔ آن دارد که در معجم البلدان مذکور است . و برخی گویند که عمق چشمه ای است در وادی فُرع . (از معجم

معنی عمق

عمق . [ ع ُ م َ ] (اِخ ) جاده راه مکه بین معدن بنی سُلَیم و ذات عِرق و عامه آن را عُمُق خوانند که خطاست . (از معجم البلدان ). فرودگاهی است در میان ذات عرق و معدن بنی سلیم . (از منتهی الارب ).

معنی عمق

عمق . [ ع َ ] (اِخ ) کوره ای است در نواحی حلب در شام . و ابتدا از نواحی انطاکیه بشمار می رفت و نام آن در شعر متنبی و ابوالعباس صفری آمده است . (از معجم البلدان ). شهرستانی است در سواد حلب . (منتهی الا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: