مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عمرو


معنی عمرو

عمرو. [ ع َم ْرْ] (اِخ ) ابن امری ءالقیس . رجوع به عمرو خزرجی شود.

معنی عمرو- ترجمه عمرو برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عمرو اینجا را کلیک کنید

هم معنی عمرو


ترجمه عمرو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عمرو


قصه‏ى اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بى‏زحمت درویشان باغها را قطاف کنند ***
قصه‏ى اصحاب ضروان خوانده‏اى *** پس چرا در حیله جویى مانده‏اى‏
حیله مى‏کردند کژدم نیش چند *** که برند از روزى درویش چند
شب همه شب مى‏سگالیدند مکر *** روى در رو کرده چندین عمرو و بکر
خفیه مى‏گفتند سرها آن بدان *** تا نباید که خدا در یابد آن‏
با گل انداینده اسگالیده گل *** دست کارى مى‏کند پنهان ز دل‏
گفت أ لا یعلم هواک من خلق *** إن فی نجواک صدقا أم ملق‏
کیف یغفل عن ظعین قد غدا *** من یعاین این مثواه غدا
أینما قد هبطا أو صعدا *** قد تولاه و أحصى عددا
گوش را اکنون ز غفلت پاک کن *** استماع هجر آن غمناک کن‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عمرو

عمرو. [ ع َم ْرْ ] (اِخ ) ابن ایوب . رجوع به ابوعبداﷲ شود.

معنی عمرو

عمرو. [ ع َم ْرْ ] (اِخ ) ابن أیهَم بن افلت . رجوع به عمرو تغلبی شود.

معنی عمرو

عمرو. [ ع َم ْرْ ] (اِخ ) ابن ازهر. رجوع به ابوعثمان شود.

معنی عمرو

عمرو. [ ع َم ْرْ ] (اِخ )ابن اُدّبن طابخةبن الیاس بن مضر. از عدنان . وی جدی جاهلی بود. و عثمان و أوس فرزندان او بودند. (از الاعلام زرکلی از جمهرةالانساب ص 190، و السبائک ص 23).

معنی عمرو

عمرو. [ ع َم ْرْ ] (اِخ ) ابن امیةبن خویلد. رجوع به عمرو ضمری شود.

معنی عمرو

عمرو. [ ع َم ْرْ ] (اِخ ) ابن اخطب . رجوع به ابوزید شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter