مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عمران


معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (اِخ ) نام دو تن از تازیان ، یعنی عمروبن جابر و بدربن عمرو. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی عمران- ترجمه عمران برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عمران اینجا را کلیک کنید

هم معنی عمران

آبادانی: 1 آبادی، عمارت، عمران 2 ترقی، توسعه، رونق 3 آسایش، ترفیه، رفاه و خرابی
آبادی: 1 آبادانی، عمارت، عمران 2 ده، دهات، دهکده، روستا، شهر، واحه، ولایت
سازندگی : 1 آبادسازی، عمران 2 ابداع، اختراع 3 آفرینش، خلق 4 خلاقیت 5 جعل 6 نوازندگی
سازندگی کردن : 1 آباد کردن، عمران کردن، آباد ساختن و تخریب کردن، ویران کردن 2 ایجاد کردن، ساختن 3 نوازندگی کردن، نواختن، خنیاگری کردن
تباهی : h‌m‌b‌a‌t[اسم 1 بدی، ردائت، فتنه، فساد و نیکی 2 خرابی، ویرانی و آبادی، عمران 3 انهدام، خسار، عنت، نابودی، نیستی، هدم 4 آشفتگی، پریشانی، نابسامانی


ترجمه عمران

عمران: Omran
عمران: prosperity
عمران: Amran
عمران: developement
عمرانی: developmental


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عمران


این همه کردیم و دولت تیره شد *** دشمن شه هست گشت و چیره شد
شب ستاره‏ى آن پسر آمد عیان *** کورى ما بر جبین آسمان‏
زد ستاره‏ى آن پیمبر بر سما *** ما ستاره بار گشتیم از بکا
با دل خوش شاد عمران و ز نفاق *** دست بر سر مى‏برد کاه الفراق‏
کرد عمران خویش پر خشم و ترش *** رفت چون دیوانگان بى‏عقل و هش‏
خویشتن را اعجمى کرد و براند *** گفتهاى بس خشن بر جمع خواند
خویشتن را ترش و غمگین ساخت او *** نردهاى باژگونه باخت او
گفتشان شاه مرا بفریفتید *** از خیانت و ز طمع نشکیفتید
سوى میدان شاه را انگیختید *** آب روى شاه ما را ریختید
دست بر سینه زدید اندر ضمان *** شاه را ما فارغ آریم از غمان‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عمران

عمران . [ ع ِ] (اِخ ) ابن تیم بصری عطاردی ، مکنی به ابورجاء. صحابی است . رجوع به عمران عطاردی (ابن ملحان ...) شود.

معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است به یمن . (منتهی الارب ).

معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (ع اِ)دو گوشت پاره بالای لهات آویخته . (منتهی الارب ). دو گوشت پاره که بر ملازه آویخته است . (از اقرب الموارد).

معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (اِخ ) (أبرق ...) موضعی است به دیار عرب . نام آن در شعر دوس بن ام غسان یربوعی آمده است . (از معجم البلدان ).

معنی عمراب

عمراب . [ ] (اِخ ) نام بطنی است از جعلیین که مشهورترین قبایل عرب در سودان بر ساحل نیل باشند. (از معجم قبائل العرب ج 2).

معنی عمران

عمران . [ ع ِ ] (اِخ ) ابن تَغلِب بن وائل بن قاسطبن هِنب بن أفصی بن دُعمی بن جَدیلةبن اسدبن ربیعةبن نزاربن معدبن عدنان . جدی است جاهلی و بطن عمران بن تغلب وائلی منتسب به اوست . (از معجم قبائل العرب ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter