مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عمران


معنی عمران

عمران . [ ع َ م َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).

معنی عمران- ترجمه عمران برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عمران اینجا را کلیک کنید

هم معنی عمران

آبادانی: 1 آبادی، عمارت، عمران 2 ترقی، توسعه، رونق 3 آسایش، ترفیه، رفاه و خرابی
آبادی: 1 آبادانی، عمارت، عمران 2 ده، دهات، دهکده، روستا، شهر، واحه، ولایت
سازندگی : 1 آبادسازی، عمران 2 ابداع، اختراع 3 آفرینش، خلق 4 خلاقیت 5 جعل 6 نوازندگی
سازندگی کردن : 1 آباد کردن، عمران کردن، آباد ساختن و تخریب کردن، ویران کردن 2 ایجاد کردن، ساختن 3 نوازندگی کردن، نواختن، خنیاگری کردن
تباهی : h‌m‌b‌a‌t[اسم 1 بدی، ردائت، فتنه، فساد و نیکی 2 خرابی، ویرانی و آبادی، عمران 3 انهدام، خسار، عنت، نابودی، نیستی، هدم 4 آشفتگی، پریشانی، نابسامانی


ترجمه عمران

عمران: Omran
عمران: prosperity
عمران: Amran
عمران: developement
عمرانی: developmental


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عمران


در زمان از سوى میدان نعره‏ها *** مى‏رسید از خلق و پر مى‏شد هوا
شاه از آن هیبت برون جست آن زمان *** پا برهنه کاین چه غلغلهاست هان‏
از سوى میدان چه بانگ است و غریو *** کز نهیبش مى‏رمد جنى و دیو
گفت عمران شاه ما را عمر باد *** قوم اسرائیلیان‏اند از تو شاد
از عطاى شاه شادى مى‏کنند *** رقص مى‏آرند و کفها مى‏زنند
گفت باشد کاین بود اما و لیک *** وهم و اندیشه مرا پر کرد نیک‏
ترسیدن فرعون از آن بانگ‏ ***
این صدا جان مرا تغییر کرد *** از غم و اندوه تلخم پیر کرد
پیش مى‏آمد سپس مى‏رفت شه *** جمله شب او همچو حامل وقت زه‏
هر زمان مى‏گفت اى عمران مرا *** سخت از جا برده است این نعره‏ها


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (اِخ ) نام دو تن از تازیان ، یعنی عمروبن جابر و بدربن عمرو. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (ع ص ) کسی که زمان درازی زیست کرده باشد. (ناظم الاطباء).

معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (اِخ ) (أبرق ...) موضعی است به دیار عرب . نام آن در شعر دوس بن ام غسان یربوعی آمده است . (از معجم البلدان ).

معنی عمران

عمران . [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است به یمن . (منتهی الارب ).

معنی عمران

عمران . [ ع ِ ] (اِخ ) ابن حارث سلمی ، مکنی به ابوالحکم . محدث است . رجوع به ابوالحکم (عمران بن ...) شود.

معنی عمران

عمران . [ ع ِ ] (اِخ ) ابن ابی عطاء واسطی ، مکنی به ابوحمزه . تابعی بود. رجوع به ابوحمزه ٔ واسطی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: