مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عمدانة


معنی عمدانة

عمدانة. [ ع ُم ْ م َ ن َ ] (ع ص ) تأنیث عمدان . زن بلندبالا. رجوع به عمّدان شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عمدانة اینجا را کلیک کنید

هم معنی عمدانة


ترجمه عمدانة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عمدانة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عمدةالدین

عمدةالدین . [ ع ُ دَ تُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن اسعدبن محمدبن حسین بن قاسم عطاری طوسی ، مکنی به ابومنصور و ملقب به عمدةالدین و مشهور به حفدة. فقیه شافعی نیشابوری در قرن ششم هجری . خاقانی قصیده ای در مرثی

معنی عمر

عمر. [ ع َ ] (ع مص )دیر ماندن و زیستن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دیر زیستن . (دهار). عُمر. عَمَر. عَمارة. رجوع به عمر و عمارة شود. || دیر داشتن و باقی گذاردن . (از اقرب الموارد): عمره اﷲ؛

معنی عمدة

عمدة. [ ع ُ دَ ] (ع اِ) عمده . آنچه تکیه نمایند بر آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تکیه گاه . ستون : و آن را عمده ٔ هر نیکی و سرمایه ٔهر علم و راهبر هر منفعت و مفتاح هر حکمت می شناسند.(کلیله و

معنی عمدةالدولة

عمدةالدولة. [ ع ُ دَ تُدْ دَ ل َ ] (ع اِ مرکب ) (از: عمدة + دولة) تکیه گاه دولت . این ترکیب به عنوان لقب بزرگان و ارکان دولت بکار می رفت .

معنی عمدة

عمدة. [ ع ُ م ُدْ دَ ] (ع ص ) مؤنث عمدّ. رجوع به عمدّ شود.

معنی عمدی

عمدی . [ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب به عمد. باتعمد. تعمداً. از روی قصد. رجوع به عَمد شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: