مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی مسفیوی


معنی علی مسفیوی

علی مسفیوی . [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) ابن محمد مسفیوی مراکشی . مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی مراکشی شود.

معنی علی مسفیوی- ترجمه علی مسفیوی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی مسفیوی اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی مسفیوی


ترجمه علی مسفیوی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی مسفیوی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی مزیدی

علی مزیدی . [ ع َ ی ِ م َزْ ی َ ] (اِخ ) ابن دبیس بن صدقةبن منصور اسدی . وی هشتمین و آخرین تن از حکام بنی مزید اسدی بود که پس از کشته شدن پدرش دبیس بن صدقه ، و بعد از برادرش صدقة، از سال 540 تا 545 هَ

معنی علی مشد

علی مشد. [ ع َ ی ِ م ُ ش ِدد ] (اِخ ) ابن عمربن قزل بن جلال ترکمانی . مشهور به مشد و ملقب به سیف الدین و مکنی به ابوالحسن . شاعر و از امراء بود. وی در سال 602 هَ . ق . در مصر متولد شد و در روز عاشورای

معنی علی مزیدی

علی مزیدی . [ ع َ ی ِ م َزْ ی َ ] (اِخ ) ابن مزید اسدی . ملقب به سندالدوله یا سیف الدوله و مکنی به ابوالحسن . وی نخستین از فرمانروایان بنی مزید اسدی است که در سال 403 هَ . ق . از جانب فخرالدوله ٔ دیلم

معنی علی مسعری

علی مسعری . [ ع َ ی ِ م ِع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن وهب مسعری . وی صاحب ابوعبید قاسم بن سلام بود و از او روایت کرد. (از معجم الادباء یاقوت چ قاهره ج 14 ص 139 و چ مارگلیوث ج 5 ص 318).

معنی علی مصری

علی مصری . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن ابی دجانه ٔ مصری . مکنی به ابوالحسن . وی از خطاطان و کاتبان بود و خطی خوب و بسیار زیبا داشت . اصل او از مصر بود اما در بغداد اقامت داشت و در آنجا به خطاطی

معنی علی مصری

علی مصری . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن احمد قلقشندی مصری شافعی . نسب شناس قرن دهم هَ . ق . رجوع به علی قلقشندی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: