مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی عقیلی


معنی علی عقیلی

علی عقیلی . [ ع َ ی ِ ع ُ ق َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن عبدالباقی بن ابی جراده ٔ عقیلی انطاکی . مکنی به ابوالحسن . وی اهل حلب بود و در باب انطاکیه سکونت داشت . مردی خردمند و صاحب فضایل و اخلاق پسندیده بود. در ادب و لغت و حساب و نجوم دستی توانا داشت و خط او نیکو بود. وی در محرم سال 461 هَ . ق . در حلب متولد شد و در سال 517 هَ . ق . ببغداد وارد شد. و در سال پانصد و چهل و اندی درگذشت . (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 244 و چ قاهره ج 14 ص 5).

معنی علی عقیلی- ترجمه علی عقیلی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی عقیلی اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی عقیلی


ترجمه علی عقیلی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی عقیلی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی عصار

علی عصار. [ ع َ ی ِ ع َص ْ صا ] (اِخ ) ابن شاهک عصار ضریر بیهقی . رجوع به علی بیهقی (ابن شاهک ...) شود.

معنی علی عقیقی

علی عقیقی . [ع َ ی ِ ع َ ] (اِخ ) ابن احمدبن علی بن محمدبن جعفربن عبداﷲ بن حسین بن علی بن ابی طالب . مکنی به ابوالحسن و مشهور به شریف . از علمای امامیه بود و در سال 298 هَ . ق . وارد بغداد شد. او را

معنی علی عقیلی

علی عقیلی . [ ع َ ی ِ ع َ ] (اِخ ) ابن حسین بن حیدرةبن محمدبن عبداﷲبن محمد مکنی به ابوالحسن . وی شاعر و از فرزندان عقیل بن ابی طالب و ساکن «فسطاط» در قاهره بود. وی نه به خدمت سلطان درآمد و نه کسی را م

معنی علی عقیلی

علی عقیلی . [ ع َ ی ِ ع ُ ق َ ] (اِخ ) ابن مسلم . هفتمین و آخرین تن از حکام بنی عقیل بود و از سال 486 تا 489 هَ . ق . بر قسمتی از عراق عرب و موصل حکومت کرد و در این سال سلسله ٔ آنها توسط سلاجقه منقرض

معنی علی علوی

علی علوی . [ ع َ ی ِ ع َ ل َ ] (اِخ ) ابن احمدبن محمدبن عمربن سالم بن عبیداﷲبن حسن علوی حسینی زیدی شافعی . مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی زیدی شود.

معنی علی علوی

علی علوی . [ ع َ ی ِ ع َ ل َ ] (اِخ ) ابن احمد کوفی علوی . مکنی به ابوالقاسم . رجوع به علی کوفی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: