مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی حلاء


معنی علی حلاء

علی حلاء. [ ع َی ِ ح َل ْ لا ] (اِخ ) ابن عبیداﷲبن وصیف قاینی ، مکنّی به ابوالحسین و مشهور به حلاء. وی از رؤسای فرقه ٔ امامیه بود و از مبرد روایت کرد. نسبت او به «حلاوة» است یعنی ساختن و فروش حلوا. (از تاج العروس : «ح ل و».

معنی علی حلاء- ترجمه علی حلاء برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی حلاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی حلاء


ترجمه علی حلاء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی حلاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی حلبی

علی حلبی . [ ع َ ی ِ ح َ ل َ ] (اِخ ) ابن منصوربن طالب حلبی ، ملقّب به دوخلةو مشهور به ابن قارح و مکنّی به ابوالحسن . وی ادیب و راوی بود و بسیار از اشعار را از حفظ داشت . در سال 351 هَ . ق . در حلب مت

معنی علی حلبی

علی حلبی . [ ع َ ی ِ ح َ ل َ ] (اِخ ) ابن قاسم سعدی حلبی رامی . رجوع به علی رامی شود.

معنی علی حلبی

علی حلبی . [ ع َ ی ِح َ ل َ ] (اِخ ) ابن عبدالعزیزبن ابی محمد خلیعی موصلی حلبی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی خلیعی شود.

معنی علی حفید

علی حفید. [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن ابراهیم بن محمدبن عربشاه اسفرایینی شافعی مکی ، مشهور به عصامی و حفید. رجوع به علی عصامی شود.

معنی علی حکمی

علی حکمی . [ ع َ ی ِ ح َ ک َ ] (اِخ ) ابن قاسم بن علیف بن هیس بن سلیمان بن عمروبن نافع حکمی زبیدی رافعی شراحیلی ، مکنّی به ابوالحسن . فقیه و عالم فرایض بود. وی تحصیلات خود را در شهر حرض به پایان رساند

معنی علی حلبی

علی حلبی . [ ع َ ی ِ ح َ ل َ ] (اِخ ) ابن علی بن عبداﷲ حلبی حنفی ، فقیه بود و نزد ابراهیم حلبی تحصیل کرد. وی در سال 967 هَ . ق . درگذشت . او راست : شرح ملتقی الابحر، درفروع فقه حنفی . (از معجم المؤلف

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: