مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی حر


معنی علی حر

علی حر. [ ع َ ی ِ ح ُرر ] (اِخ ) ابن محمد حرعاملی کرکی . نویسنده و ادیب و شاعر بود و بسال 1015 هَ .ق . درگذشت . او را مجموعه ٔ اشعاری است . (از معجم المؤلفین ، بنقل از فواید الرضویه ٔ عباس قمی ج 1 ص 320).

معنی علی حر- ترجمه علی حر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی حر اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی حر


ترجمه علی حر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی حر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی حزین

علی حزین . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) (شیخ ...) نام او شیخ محمدعلی بن ابی طالب زاهدی گیلانی اصفهانی است که به «شیخ علی حزین » شهرت دارد. رجوع به حزین لاهیجی شود.

معنی علی حسنس

علی حسنس . [ ع َ ی ِ ح ُ ن ُ] (اِخ ) ابن محمدبن موسی بن سعیدبن مهدی انباری ، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به حسنس و مشهور به ابن صفدان . محدث و مقری بود و ابن جمیع از وی روایت کند. (از تاج العروس : «ح

معنی علی حجازی

علی حجازی . [ ع َ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمد حجازی سقطی حنفی ، ملقّب به نورالدین . صوفی بود. او راست : کشف تاج التراجم من دائرة الجود و المراحم ابن عربی ، که در سال 907 هَ . ق . از تألیف آن فرا

معنی علی حرانی

علی حرانی . [ ع َ ی ِ ح َرْ را ] (اِخ ) ابن عیسی حرانی . او راست : عجائب البحر، که آن را برای المقتدر تألیف کرده است . (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1126).

معنی علی حداد

علی حداد. [ ع َ ی ِ ح َدْ دا ] (اِخ ) ابن محمدبن جعفربن عنبسه ٔ حداد عسکری ، مکنّی به ابوالحسن . از علمای قرن چهارم هجری بود و از جمله شاگردان او ابوعبداﷲ احمدبن محمدبن عیاش جوهری (متوفی در 401 هَ . ق

معنی علی حریری

علی حریری . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن احمد حریری . شاعری از غلاة بود و نام او در دمیةالقصر باخرزی آمده است . (از الذریعه ٔ آقابزرگ طهرانی ج 9 ص 747 بنقل از نسمةالسحر فیمن تشیع و شعر ضیاءالدین ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter