مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی حریری


معنی علی حریری

علی حریری . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن احمد حریری . شاعری از غلاة بود و نام او در دمیةالقصر باخرزی آمده است . (از الذریعه ٔ آقابزرگ طهرانی ج 9 ص 747 بنقل از نسمةالسحر فیمن تشیع و شعر ضیاءالدین ).

معنی علی حریری- ترجمه علی حریری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی حریری اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی حریری


ترجمه علی حریری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی حریری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی حزوری

علی حزوری . [ ع َ ی ِ؟ ] (اِخ ) ابن محمد حزوری آمدی شافعی . رجوع به علی آمدی شود.

معنی علی حسنس

علی حسنس . [ ع َ ی ِ ح ُ ن ُ] (اِخ ) ابن محمدبن موسی بن سعیدبن مهدی انباری ، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به حسنس و مشهور به ابن صفدان . محدث و مقری بود و ابن جمیع از وی روایت کند. (از تاج العروس : «ح

معنی علی حسنی

علی حسنی . [ ع َ ی ِ ح َ س َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن شریف حسنی ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به اعرج . از پادشاهان دولت سجلماسة در مغرب است به شمال افریقا. رجوع به علی سجلماسی شود.

معنی علی حسنی

علی حسنی . [ ع َ ی ِ ح َ س َ] (اِخ ) ابن حسین بن صلاح بن بدرالدین حسنی صنعانی مؤیدی ، ملقّب به جمال الدین . رجوع به علی مؤیدی شود.

معنی علی حرانی

علی حرانی . [ ع َ ی ِ ح َرْ را ] (اِخ ) ابن حسین بن علی بن علان بن عبدالرحمان ، مشهور به ابن حرانی و مکنّی به ابوالحسن . محدث و مورخ و اهل خراسان بود. وی در سال 355 هَ . ق . درگذشت . او راست : تاریخ ا

معنی علی حریری

علی حریری . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن حسین بن منصور حریری ، مکنّی به ابوالحسن . وی متصوف و شیخ فقرای حریریة بود. اصل او حورانی و از قبیله ٔ بنی الزمان است . مادرش دمشقی بود و خود نیز در دمشق بزرگ شد.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter