مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی حریری


معنی علی حریری

علی حریری . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) از عالمان اوایل قرن چهاردهم هجری بود. او راست : الاخبارالسنیةو الحروب الصلیبیة، که در سال 1329 هَ . ق . در قاهره به چاپ رسید. (از معجم المؤلفین بنقل از ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 42. فهرس دارالکتب المصریة ج 5 ص 14).

معنی علی حریری- ترجمه علی حریری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی حریری اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی حریری


ترجمه علی حریری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی حریری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی حریری

علی حریری . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن حسین بن منصور حریری ، مکنّی به ابوالحسن . وی متصوف و شیخ فقرای حریریة بود. اصل او حورانی و از قبیله ٔ بنی الزمان است . مادرش دمشقی بود و خود نیز در دمشق بزرگ شد.

معنی علی حسب مراتبه...

علی حسب مراتبهم . [ ع َ لا ح َ س َ ب ِ م َ ت ِ ب ِ هَِ ] (ع ق مرکب ) بنابر درجه و رتبه و شأن ایشان . موافق شأن ایشان . (از ناظم الاطباء). بر پایه ٔ مرتبت آنان .

معنی علی حریشی

علی حریشی . [ ع َ ی ِ ح َ] (اِخ ) ابن احمد حریشی فاسی مالکی ، مکنّی به ابوالحسن . محدث و اصولی و متکلم و مورخ ، و ساکن مکه بود. تولدش در 1042 هَ . ق . و وفاتش در 1143 یا 1145 روی داد. او راست : 1 - شر

معنی علی حسنی

علی حسنی . [ ع َ ی ِ ح َ س َ ] (اِخ ) ابن حسن بن محمدبن حسن بن قاسم حسنی فاطمی علوی ، مشهور به شریف . رجوع به علی شریف شود.

معنی علی حرانی

علی حرانی . [ ع َ ی ِ ح َرْ را ] (اِخ ) ابن حسین بن علی بن علان بن عبدالرحمان ، مشهور به ابن حرانی و مکنّی به ابوالحسن . محدث و مورخ و اهل خراسان بود. وی در سال 355 هَ . ق . درگذشت . او راست : تاریخ ا

معنی علی حر

علی حر. [ ع َ ی ِ ح ُرر ] (اِخ ) ابن محمد حرعاملی کرکی . نویسنده و ادیب و شاعر بود و بسال 1015 هَ .ق . درگذشت . او را مجموعه ٔ اشعاری است . (از معجم المؤلفین ، بنقل از فواید الرضویه ٔ عباس قمی ج 1 ص

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: