مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی حرمی


معنی علی حرمی

علی حرمی . [ ع َ ی ِ ح َ رَ] (اِخ ) ابن احمدبن محمدبن طرطوسی حرمی ، مکنّی به ابوبکر. وی از علمای قرن چهارم هجری و معاصر با المطیع و الطائع باﷲ عباسی بود. و زمان آل حمدان را نیز درک کرد. نشو و نمای او در طرطوس بود سپس به مکه رفت ودر آنجا مجاور شد و نزد عرفا به «طاووس الحرمین » مشهور گشت . و در سال 374 هَ . ق . در آنجا درگذشت . و او را مریدان بسیار بود. (از نامه ٔ دانشوران ج 4 ص 62).

معنی علی حرمی- ترجمه علی حرمی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی حرمی اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی حرمی


ترجمه علی حرمی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی حرمی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی حرازم

علی حرازم . [ ع َ ی ِ؟ ] (اِخ ) ابن عربی براده ٔمغربی فاسی تیجانی . صوفی و از اهل طرق بود. او راست : 1 - الارشادات الربانیة بالفتوحات الالهیة من فیض الحضرة الاحمدیة التیجانیة. 2 - جواهرالمعانی فی فضل

معنی علی حربی

علی حربی . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن عمربن محمدبن حسن حربی بغدادی شافعی ، مشهور به ابن قزوینی و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به ابوالحسن (علی بن عمربن ...) شود.

معنی علی حر

علی حر. [ ع َ ی ِ ح ُرر ] (اِخ ) ابن سعیدبن محمدبن احمدبن محمدبن حسن بن محمدبن علی بن محمدبن حسین بن عبدالسلام بن عبدالمطلب حرعاملی جبعی . ادیب و مورخ (1229 - 1269 هَ . ق . ) بود وی نیابت قضا را در جب

معنی علی حرانی

علی حرانی . [ ع َ ی ِ ح َرْ را ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن شبیب بن حمدان بن شبیب حنبلی حرانی ، ملقّب به نورالدین . ادیب بود و در طب نیز اطلاعاتی داشت . وی در سال 747 هَ .ق . در قید حیات بود. او راست :

معنی علی حسنی

علی حسنی . [ ع َ ی ِ ح َ س َ ] (اِخ ) ابن احمدبن قاسم بن محمدبن حسنی یمنی ، مشهور به داعی . رجوع به علی داعی شود.

معنی علی حسنس

علی حسنس . [ ع َ ی ِ ح ُ ن ُ] (اِخ ) ابن محمدبن موسی بن سعیدبن مهدی انباری ، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به حسنس و مشهور به ابن صفدان . محدث و مقری بود و ابن جمیع از وی روایت کند. (از تاج العروس : «ح

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter