مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی برجی


معنی علی برجی

علی برجی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمد برجی جذامی . مقری بود از مردم «برجة» و آن شهری است در مغرب . (از تاج العروس ) (از منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی برجی اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی برجی


ترجمه علی برجی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی برجی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی بروجردی

علی بروجردی . [ ع َ ی ِ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) ابن عبدالکریم بن علی طباطبایی بروجردی . فقیه و اصولی بود و در ربیعالاول سال 1306 هَ . ق . درگذشت و در تکیه ٔ آقاحسین خوانساری در تخت فولاد دفن شد. او راست : 1

معنی علی بدراوی

علی بدراوی . [ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ریاضی دان بود. او راست : علم الحساب ، که در سال 1257 هَ . ق . در بولاق به چاپ رسید. (ازمعجم المؤلفین بنقل از اکتفاءالقنوع فندیک ص 456).

معنی علی بزدوی

علی بزدوی . [ ع َ ی ِ ب َ دَ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسین بن عبدالکریم بن موسی بن عیسی بن مجاهد بزدوی ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به فخرالاسلام . فقیه و اصولی و محدث و مفسر قرن پنجم هجری بود. وی در حدود س

معنی علی بزار

علی بزار. [ ع َ ی ِ ب َزْ زا ] (اِخ ) از شعرای اصفهان در قرن پنجم هجری و معاصر با مافروخی اصفهانی بود. رجوع به محاسن اصفهان مافروخی ص 33 و ترجمه ٔ محاسن اصفهان آوی ص 125 شود.

معنی علی برزنجی

علی برزنجی . [ ع َ ی ِ ب َ زَ ] (اِخ ) ابن حسن برزنجی مدنی شافعی . ادیب بود و در نظم دست داشت . متوفی در اواخر قرن 12 هجری . او راست : 1 - نظم اسماء اهل بدر. 2 -نظم مولد النبی (ص ) که از برادرش جعفر ب

معنی علی برقی

علی برقی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن علی برقی ، مکنّی به ابوالحسن . وی نحوی و شاعر بود. و وفات او رابیست ودوم ربیعالاول سال 522 هَ . ق . گفته اند. (از معجم الادباء چ قاهره ج 14 ص 63 و چ مارگلیوث ج 5

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<