مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی بخاری


معنی علی بخاری

علی بخاری . [ ع َ ی ِ ب ُ ] (اِخ ) ابن علی بن هبةاﷲ بخاری ، ملقّب به جلال الدین . وی مردی ادیب و فاضل و فقیه بود و در سال 582 هَ . ق . عهده دار امر قضاوت شد و لقب اقضی القضاة یافت و پس از مدتی بیشتر مورد عنایت واقع گشت و لقبش به قاضی القضاة مبدل شد و نیابت وزارت را نیز بدو دادند. وی در سال 593 هَ . ق . درگذشت . (از تجارب السلف نخجوانی ص 329).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی بخاری اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی بخاری


ترجمه علی بخاری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی بخاری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی بحری

علی بحری . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) منصور. از ممالک بحری . رجوع به علاءالدین بحری شود.

معنی علی بحری

علی بحری . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بحری مصری مالکی ، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن . از قضات قرن نهم هجری . رجوع به علی مصری شود.

معنی علی برتوانی

علی برتوانی . [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن عبداﷲبن نصیرالدین بن ملکان برتوانی حنفی . فقیه بود و در سال 874 هَ . ق . درگذشت . او راست ؛ التذهیب لذهب اللبیب ، که مشهور به خیرةالفتاوی است . (از

معنی علی بخاری

علی بخاری . [ع َ ی ِ ب ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم بخاری ضریر، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به حمیدالدین . ادیب و نحوی و فقیه و اصولی قرن هفتم هجری بود و در سال 666 هَ . ق . درگذشت . او راست : 1 - تعلی

معنی علی بدیهی

علی بدیهی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمد بدیهی ، مکنّی به ابوالحسن . شاعر بغدادی ، اصل او از شهرزور بود. و وی با صاحب بن عباد ارتباط داشت و او را در بدیهه گویی دستی توانابود لذا بدان منسوب گشت و ای

معنی علی برازی

علی برازی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) دانیالی فسوی برازی جهرمی ، ملقّب به شهاب الدین . رجوع به علی دانیالی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<