مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علی اندلسی


معنی علی اندلسی

علی اندلسی . [ ع َ ی ِ اَ دُ ل ُ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن سعیدبن موهب جذامی اندلسی ، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن موهب . محدث و متکلم و مفسر بود و در رمضان سال 441 هَ . ق . متولد شد وی حج بیت اﷲ الحرام کرد و از ابن عبدالبر و دیگران روایت دارد. علی در 16 جمادی الاولای سال 532 هَ . ق . درگذشت . او راست : 1- تفسیرالقرآن . 2 - کتاب الاصول . (از معجم المؤلفین ج 7 ص 140). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است : سیرالنبلاء ذهبی ج 12 ص 157. الوافی صفدی ج 12 ص 91. معجم الادباء یاقوت ج 14 ص 5. الصله ٔ ابن بشکوال ص 419. طبقات المفسرین سیوطی ص 24. مرآةالجنان یافعی ج 3 ص 260. شذرات الذهب ابن عماد ج 4 ص 99.

معنی علی اندلسی- ترجمه علی اندلسی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علی اندلسی اینجا را کلیک کنید

هم معنی علی اندلسی


ترجمه علی اندلسی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علی اندلسی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علی انصاری

علی انصاری . [ ع َ ی ِ اَ ] (اِخ )ابن ابراهیم بن محمدبن همام بن محمدبن ابراهیم بن حسن انصاری دمشقی ، مشهور به ابن شاطر و مطعم و ملقّب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن . هیوی و عالم به احوال آسمان و فل

معنی علی اندلسی

علی اندلسی . [ ع َ ی ِ اَ دُ ل ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابی الحسن (یا ابی الحسین ) اندلسی ، مکنّی به ابوالحسن . نویسنده و ادیب و شاعر عهد دولت عامری در قرن پنجم هجری . او را کتابی است در تشبیهات از اشعار

معنی علی اندلسی

علی اندلسی . [ ع َ ی ِ اَ دُ ل ُ ] (اِخ ) ابن موسی بن علی بن موسی بن محمدبن خلف انصاری سالمی اندلسی جیانی ، مشهور به ارفع رأس و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی انصاری شود.

معنی علی اندلسی

علی اندلسی . [ع َ ی ِ اَ دُ ل ُ ] (اِخ ) ابن احمدبن حمدون اندلسی حمیری ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به نورالدین . نحوی ولغوی قرن هفتم هجری . رجوع به ابوالحسن حمیری شود.

معنی علی انصاری

علی انصاری . [ ع َ ی ِ اَ ] (اِخ ) ابن ابی بکربن علی بن ابی بکربن عمربن احمدبن عبدالرحمان بن محمد خزرجی انصاری مکی شافعی ، مشهور به ابن جمال مصری . رجوع به علی مکی شود.

معنی علی اندلسی

علی اندلسی . [ ع َ ی ِ اَ دُ ل ُ ] (اِخ ) ابن حزمون اندلسی . وی شاعر و از اهالی مرسیه ٔ اندلس بود. و غالباً بطریق ابن حجاز بغدادی هجو و هزل می گفت و بسیاری از قضات و والیان از ترس هجوهای وی عطایا و بخ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: