مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علف چر


معنی علف چر

علف چر. [ ع َ ل َ چ َ ] (نف مرکب ) چرنده ٔ علف . گیاه خوار. علفخوار. || (اِ مرکب ) مقدار علفی که برای یک دسته ستور صرف شود: علف چر مالهای ما روزی یک خروار است . || مرتع.زمینی که برای چریدن گاو و گوسفند و جز آن رها کنند. زمین گیاهناک ، چریدن گاو و گوسفند و امثال آنرا. - حق علف چر ؛ بهای چرانیدن علف زمین که به مالک آن دهند.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علف چر اینجا را کلیک کنید

هم معنی علف چر


ترجمه علف چر

علف چر: grazer
علف چر: grazer


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علف چر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علفتانی

علفتانی . [ ع َ ف َ نی ی ] (ع ص ) مرد گول و احمق که بی پروا سخن گوید و خیال صواب و خطای آن را نکند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

معنی علفناک

علفناک . [ ع َ ل َ ] (ص مرکب ) چراگاه و زمینی که دارای علف بسیار باشد. (ناظم الاطباء).

معنی علف خوار

علف خوار. [ ع َ ل َ خوا / خا ] (نف مرکب ) هرکه علف خورد. علف چر. گیاهخوار. علف خواره . || (اِ مرکب ) چراگاه و علف زار. (ناظم الاطباء). علف چر : علفخوار و مرغزارها قوریغ کردند و از چرانیدن چهارپایان مح

معنی علف بر

علف بر. [ ع َ ل َ ب ُ ] (اِ مرکب ) ابزاری است از نوع داس ، که در طویله بوسیله ٔ آن یونجه و امثال آن را بریده به چهارپایان میدهند. اره ٔ کمان شکل که بر پایه ای نصب کنند و بدان دسته های یونجه و علف را ب

معنی علف من

علف من . [ ع َ ل َ ف ِ م َن ن ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به ترنجبین شود.

معنی علفوت

علفوت . [ ع ِ ف َ ] (ع ص ) مرد گول و احمق که بی پروا سخن گوید و خیال صواب و خطای آن را نکند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به علفتانی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<