مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علفة


معنی علفة

علفة. [ ع ُل ْ ل َ ف َ ] (ع اِ) یک دانه از میوه ٔ علّف که میوه ٔ طلح است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علفة اینجا را کلیک کنید

هم معنی علفة


ترجمه علفة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علفة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علفصة

علفصة. [ ع َ ف َ ص َ ] (ع مص ) درشتی کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || مجبور کردن و واداشتن . (از اقرب الموارد). || پیچاندن کسی را در کشتی با وجود عاجز بودن از او. (از منتهی ا

معنی علف خواره

علف خواره . [ ع َ ل َ خوا / خا رَ / رِ ] (نف مرکب ) علفخوار. علفچر. که علف خورد. || (اصطلاح طبیعی ) حیوانی که از علف و دیگر مواد نباتی تغذیه میکند. ج ، علف خوارگان . (ناظم الاطباء).

معنی علفه

علفه . [ ع َ ل َ ف َ / ف ِ ] (از ع ، اِ) آنچه پادشاهان برای پذیرائی سُفَرا و لوازم نگاه داشت ایشان و ملازمان و اتباع و دواب ایشان به مصرف رسانند. (حاشیه ٔ چهارمقاله ٔ عروضی ص 19 از ذیل قوامیس عرب از د

معنی علفوت

علفوت . [ ع ِ ف َ ] (ع ص ) مرد گول و احمق که بی پروا سخن گوید و خیال صواب و خطای آن را نکند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به علفتانی شود.

معنی علفی

علفی . [ ع َ ل َ] (ص نسبی ) از علف . || نوعی پارچه است . - ابریشم علفی ؛ پارچه ای که از ابریشم مصنوعی (غیرطبیعی ) ساخته شده باشد.

معنی علق

علق . [ ع َ ] (ع مص ) دشنام و ناسزا دادن . (از اقرب الموارد). || آزردن به زبان . || چریدن شتر سرهای درختان را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || مکیدن انگشت . (از اقرب الموارد). || چسبیدن زالو در ح

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: