مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علاقات


معنی علاقات

علاقات . [ ع َ ] (ع اِ) ج ِ علاقه .

معنی علاقات- ترجمه علاقات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علاقات اینجا را کلیک کنید

هم معنی علاقات


ترجمه علاقات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علاقات



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علاقه بند

علاقه بند. [ ع َ ق َ ب َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان برغان بخش کرج شهرستان تهران واقع در 33هزارگزی شمال باختری کرج و 16 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ کرج به قزوین . منطقه ایست کوهستانی و سردسیر دارای 72 تن

معنی علاقمه

علاقمه . [ ع َ ق ِ م َ ] (اِخ ) شهرکی است در قسمت شرقی سرزمین مصر، پایین بلبیس . و در آن بازارهائی است که برای عرب ها تشکیل میشود. (از معجم البلدان ).

معنی علاقی

علاقی . [ ع َل ْ لا ] (اِخ ) حصاری است در بلادبجه در جنوب سرزمین مصر، و در آن معدن طلا وجود دارد. شخص میتواند در آن حفاری کند و اگر چیزی به دست آورد قسمتی را خود برمیدارد و قسمت دیگر ازآن ِ سلطان علاق

معنی علاقةالصید

علاقةالصید. [ ع ِ ق َ تُص ْ ص َ ] (ع اِ مرکب ) شکار که در پایش رسن باشد. (ناظم الاطباء). علاقیة. (اقرب الموارد). رجوع به علاقیة شود.

معنی علاقی

علاقی . [ ع َ قا ] (ع اِ) ج ِ علاقیة. (اقرب الموارد). رجوع به علاقیة شود.

معنی علاقه بندی

علاقه بندی . [ ع ِ / ع َ ق َ / ق ِ ب َ ] (حامص مرکب ) شغل علاقه بند. (ناظم الاطباء). || (اِ مرکب ) محل علاقه بند. دکان علاقه بندی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: