مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علاف


معنی علاف

علاف . [ ع َل ْ لا ] (اِخ ) اسحاق بن وهب . رجوع به اسحاق ... شود.

معنی علاف- ترجمه علاف برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علاف اینجا را کلیک کنید

هم معنی علاف

سر دواندن : 1 معطل کردن، مماطله کردن، امروز و فردا کردن، علاف کردن


ترجمه علاف

علاف کردن: keep waiting
علاف: corn chandler
علاف: corn chandler


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علاف



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علاقة

علاقة. [ ع َل ْ لا ق َ ] (ع اِ) مرگ . (ذیل اقرب الموارد).

معنی علاقه

علاقه . [ ع ِ ق َ / ق ِ ] (از ع ، اِ) بند کمان و تازیانه و شمشیر و جز آن که بدان آنها را شخص بر خود می آویزد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || هر چیز که بدان چیزی را آویزند. (منتهی الارب ) (ذیل اقرب

معنی علارود

علارود. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان طارم بالا از بخش سیردان شهرستان زنجان واقع در 68 هزارگزی شمال باختری سیردان و 3 هزارگزی راه عمومی . منطقه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 212 تن سکنه است و زب

معنی علاف

علاف . [ ع َل ْ لا] (اِخ ) رجوع به ابوالهذیل (محمدبن هذیل ...) شود.

معنی علاط

علاط. [ ع ِ ] (ع مص ) خصومت کردن . (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || (اِ) نشانی بر پهنای گردن شتر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به علاب شود. || صفحه ٔ گردن . || رشته ٔ سوزن . (اقرب الموارد) (منته

معنی علاقه

علاقه . [ ع َ ق َ/ ق ِ ] (از ع ، اِمص ) به دل دوست داشتن . (اقرب الموارد). دوست داشتن و خواهش آن نمودن . (منتهی الارب ). || کشتن . (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). || (اِمص ) آویزش . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: