مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علاف


معنی علاف

علاف . [ ع َ ] (اِخ ) وادیی است در یمن . (منتهی الارب ).

معنی علاف- ترجمه علاف برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علاف اینجا را کلیک کنید

هم معنی علاف

سر دواندن : 1 معطل کردن، مماطله کردن، امروز و فردا کردن، علاف کردن


ترجمه علاف

علاف کردن: keep waiting
علاف: corn chandler
علاف: corn chandler


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علاف



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علاص

علاص . [ ع ِ ] (ع مص ) مال به کسی دادن به مشارکت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی علاقة

علاقة. [ ع َل ْ لا ق َ ] (ع اِ) مرگ . (ذیل اقرب الموارد).

معنی علاقمه

علاقمه . [ ع َ ق ِ م َ ] (اِخ ) شهرکی است در قسمت شرقی سرزمین مصر، پایین بلبیس . و در آن بازارهائی است که برای عرب ها تشکیل میشود. (از معجم البلدان ).

معنی علاف

علاف . [ ع َل ْ لا ] (ع ص ) علف فروش . (اقرب الموارد). || کسی که جو و گندم و کاه و هیزم و یونجه و علف میفروشد. (ناظم الاطباء).

معنی علادی

علادی . [ ع ُ دا ] (ع ص )شتر قوی . || ج ِ علندی . (اقرب الموارد).

معنی علافی

علافی .[ ع َل ْ لا ] (حامص ) شغل و کسب علاف . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: